بعد از اخطار اول  وب سایت مزاحمین خلق به ابریشمچی،  این بار به نهضت آزادی اخطار میدهیم که یک هفته فرصت دارد رسما از این گروهک تروریستی اعلام برائت کند.فرقه جلادی که بازرگان آنها را فرزندان نهضت آزادی خواند، خیانت و نقش نهضت آزادی در همکاری با پادوهای بعثی مستندی از رفتار منافقانه این گروهک به اصطلاح نهضتی  در حمایت و همکاری با منافقین مجاهد نما است.

با جستجویی در تاریخ کشور و اتفاقات جاری در سال های بعد از انقلاب به وضوح میتوان دشمنان داخلی مردم ایران را شناسایی کرد.اردیبهشت ماه ۶۰ همچنان با افزایش بمب گذاری‌ها و درگیری‌های خیابانی، تشنج اجتماعی و سیاسی در کشور رو به گسترش می رود و نقش سازمان منافقین خلق در تنش آفرینی و آشوبگری آشکارتر می‌گردد. در هفتم اردیبهشت، هواداران سازمان در ادامه سلسله درگیری‌های قدرت طلبانه و مارکسیستی خود در سایر شهرستان‌ها، به بهانه برگزاری راهپیمایی، درگیری خیابانی گسترده‌ای در تهران پدید آوردند که به کشته شدن سه نفر و مجروح شدن دهها نفر انجامید.پدیده ای که در آن عده ای برای رسیدن به اهداف باطل خود مردم را قربانی و به نوعی سلاخی می کنند.

در حاشیه این وقایع روزنامه انقلاب اسلامی و میزان با اهداف از پیش تعیین شده در انعکاس اخبار این رویداد و سایر موارد مربوط به سازمان، عمدتاً مخالفان را مقصر جلوه داده و نهادهای انقلابی را متهم می‌ساختند و هواداران سازمان را مظلوم و حق به جانب نشان می‌دادند. در چنین فضایی، در دوازدهم اردیبهشت ماه ۱۳۶۰ مقاله‌ای از مهندس مهدی بازرگان در روزنامه میزان به چاپ رسید که واکنش‌های متفاوتی را برانگیخت.

حتی عنوان مقاله مناقشاتی را در پی داشت: «فرزندان مجاهد و مکتبی عزیزم» از یک سو خطاب به رجوی و اعضا و هواداران وی و از سوی دیگر خطاب به جوانان حزب اللهی و طرفدار نظام. بازرگان مقاله مزبور را اینگونه شروع  می کند:

 «به هر دو شما، سازمان مجاهدین خلق و به گروه‌ها و نهادهایی که عنوان مکتبی اختیار کرده‌اید، فرزند می گویم و هر دو را برادر همدیگر می دانم»

 بازرگان در ادامه مجاهدین خلق را فرزندان نهضت آزادی خوانده خطاب به آنان می نویسد:

«مجاهدین خلق، شما فرزندان نهضت آزادی هستید، در سال ۱۳۴۳ که در زندان بودیم به دنیا آمدید و راه خود را پیش گرفتید، بدون آن که از خانه فرار کرده یا اخراج شده باشید.»

بازرگان بعد از حمایت آشکار خود از تشکیلات مارکسیستی منافقین با نیروهای پیرو خط امام و مکتبی نیز همین گونه سخن گفته بود:

«شما مکتبی‌ها نیز با همه تندی و تلخی و بد خلقی که دارید از ما هستید … افکار و اعتقادات اسلامی، اجتماعی، سیاسی همه‌تان، مستقیماً یا با واسطه از تفسیرها، تعلیمات، کتاب‌ها و سخنرانی‌های امثال طالقانی، شریعتی‌ها (پدر و پسر)، مطهری، دکتر سحابی و من درست شده است که همگی رسماً یا فکراً نهضتی بودیم. عقد ارادت و اخوتتان با روحانیت و با امام امت را ما بستیم.

در جایی دیگر حسینعلی منتظری در جلد اول کتاب خاطرات خود (ص ۵۸۹) می نویسد که بعد از آزادی خرمشهر، “نیروها به خصوص ارتش” انگیزه کمتری برای ادامه جنگ داشتند چون می گفتند “ما تا حالا جنگ کردیم که دشمن را از کشورمان بیرون کنیم ولى حالا اگر بخواهیم در خاک عراق برویم این کشورگشایى است”. آقای منتظری می افزاید: “روى همین اصل هم من همان وقت پیغام دادم که هر کارى مى خواهید بکنید حالا وقتش است و حمله کردن به عراق درست نیست.

 

 

شاهد دیگری که نشانگر ارتباط نزدیک اعتقادی و عملی نهضت ‌آزادی و سازمان منافقین بود، اعلام حمایت مهدی بازرگان از مسعود رجوی، سرکرده سازمان منافقین در جریان انتخابات مجلس اول شورای اسلامی بود.در پنجاه و هشتمین شماره نشریه مجاهد بازرگان درخواست خود از مردم را مطرح  و در این نشریه این موضوع منتشر شد، جالب اینکه بازرگان حامی منافقین اظهار امیدواری کرده بود که مسعود رجوی به مجلس راه پیدا می کند. وی در این اعلامیه که در ۱۶ اسفند ۵۹ صادر شد، یادآوری می کند: «خواهران و برادران همشهری تهران و حومه، در این موقع که ملت شرافتمند و قهرمان عزیز برای دور دوم انتخابات به پای صندوق‌ها می‌روند برای تامین وحدت و حقوق گروه‌های اقلیت امیدواریم آقای «مسعود رجوی» که معرف «جناح پرشوری از جوانان با ایمان می‌باشد» نیز به مجلس راه یافته، موفق به همکاری صادقانه با گروه‌هایی با حسن‌نیت و در خدمت به خدا و خلق بشود.گویا منظور بازرگان از جوانان با ایمان همان تروریست هایی بوده که وطن فروشی و جاسوسی را با افتخار انجام داده اند و یا ترور غیر نظامیانی که به خیال باطل آن ها عضو سپاه بوده اند؟جوانان با ایمانی که برای به قدرت رسیدن در ایران چه جنایت هایی را مرتکب شده و اکنون در پی پاکسازی خود از کثافت کاری های گذشته هستند.

 

 

در همین رابطه روزنامه کیهان نوشت: «مهندس بازرگان اولین نخست‌وزیر جمهوری اسلامی و عضو شورای انقلاب طی نامه‌ای خطاب به مردم از آنها خواست که به مسعود رجوی رأی بدهند».
سرکرده منافقین با وجود این‌ قبیل حمایت‌ها نیز موفق به راهیابی به مجلس نشد اما برگ دیگری از روابط نزدیک سازمان منافقین و نهضت‌آزادی در تاریخ ثبت شد.نخست وزیری که تلاش کرد نماینده مارکسیست خود را به مجلس هدایت کند و بتواند قدرت را به نوعی به وی تقدیم نماید.

با آشکار شدن این وقایع امام خمینی (ره) آنان را «فرزندان عزیز بازرگان» خواندند و ضرر نهضت آزادی را بیشتر از منافقین دانستند.ایشان در این رابطه فرمودند: «نهضت به اصطلاح آزادی صلاحیت برای هیچ امری از امور دولتی یا قانون‌گذاری یا قضایی را ندارند و ضرر آنها به اعتبار آن ‌که متظاهر به اسلام هستند، از ضرر گروهک‌های دیگر حتی منافقین ـ این فرزندان عزیز مهندس بازرگان ـ بیشتر و بالاتر است.»

 

نهضت آزادی تشکیلاتی با افکار کمونیستی بود که روشنفکران ملی_مذهبی با گرایشات مارکسیستی در قالب نهضتی بر مبنای آزادی فعالیت خود را در آن شروع می کنند و با برخورد حکومت شاه مجبور به کوچ اجباری به خارج از کشور شده و به نوعی همان روند منافقین را تداعی خاطر می کنند.

این اخطار برای نهضتی است که سال ها بنام آزادی تنها در حمایت و همکاری با افکار کمونیستی و مارکسیستی همراه بوده و نام اسلام را به عنوان پوششی برای اقدامات خود و همچنین طبیعی جلوه دادن ماهیت ظاهری خود بکار برده است و به نوعی اندازه منافقین در انجام جنایات علیه ملت ایران سهیم با آن ها همکاری داشته است.

نمیپسندم