به گزارش وبسایت مزاحمین خلق: مشروطیت ایران جنبشی همچون صاعقه علیه استبداد و استعماربود که هدف خود را مبنی بر آزادگی و مبارزه علیه ظلم دانست.این حادثه بزرگ درآغاز قرن بیستم، علاوه بر آثار و تبعات داخلی، خیزشها و حرکتهای سیاسی و اجتماعی در کشورهای پیرامونی را نیز بدنبال خود داشت

جنبش مشروطه که برخی از آن به انقلاب مشروطه نیز یاد می‌کنند، واقعه ای است که در اواخر دوران ۱۵۱ ساله حکومت قاجار درایران رخ داد  و روند حکومت را که تا پیش از آن بر اساس تفکر فردی و استبدادی و سلطه پادشاهی بر کشورحاکم بود، به روندی قانونی تبدیل کرد، هر چند طولی نکشید که این روند وحتی با وجود قانون، استبداد فردی بر کشور سایه افکند و برای دهها سال دیگر ایران را زیر سلطه خاندانهای مستبد نگه داشت.

نهضت مشروطیت از این جهت که باعث کاهش قدرت استبدادی پادشاه شد، جایگاه ویژه‌ای در تاریخ سیاسی معاصر ایران دارد چرا که توانست پایه‌های این قدرت مطلق و بی‌پایان شاه را که هیچ چیز خارج از اراده او انجام پذیر نبود و خواست و اراده مردم هیچ جایگاهی نداشت، فرو ریخته و آن را به پادشاهی مشروطه تبدیل کند.

اما فرقه رجوی که ترکیبی ناخالص ازمارکسیسم درکنار کمونیست بوده و افکاری خیانت گرا و فرقه ای را پرورش میدهد تلاش دارد این تراوشات بی خردانه سرکردگانش را بنام مشروطیت ثبت کند.به طوری که در سال های اخیر نه تنها از مشروطیت و رهبران این جنبش طرفداری و حمایت کرده بلکه در اقدامی مضحک تصاویررهبران این جنبش بزرگ را در کنار رهبران تروریست گروهک تروریستی منافقین قرار داده است.

مارکسیست ها با این ادعا که برای انسان ارزش قائل شده و با جنگ در برابر تضاد طبقاتی و انقلاب در این مسیر بدنبال جامعه ی آرمانی هستند، بر این ادعا هستند که دایره آزادی هر فرد بیش از همیشه‌ است و وی می‌تواند در رشته مورد علاقه به موفقیت دست پیدا کند، و تعاریف دیگری در زمینه…

اشاره به این موارد لازم و ضروری است که سازمان حتی به آنچه در اصول خودشان به آن استناد می کند هم پایبند نبوده و قربانیان سالخورده اشرف بهترین شاهد این جنایات سازمان فرقه ای رجوی تاکنون بوده اند که حتی درحد موش های آزمایشگاهی هم دارای رفاه نبوده و تنها از لحظه ورود تا خروج به هر نحو از این فرقه، برای سوء استفاده در جهت اهداف سازمان بوده وهستند.

منافقین در سالهای اخیر با تلاش های فراوان در پی ساخت هویت نداشته خود بوده و در این راه الگوهای خاصی را پیروی می کنند تا بتوانند به نوعی مشروعیتی در میان جامعه پیدا کنند و با این جعل و تحریفات بتوانند جنایات سنگین خود در جنگ تحمیلی، همکاری با صدام، ترور های دهه ۶۰، و هزاران جنایت دیگر در ایران را که نتیجه ای شامل بیش از ۱۷۰۰۰ هزار شهید ترور در کارنامه خود داشته را به نوعی جبران نمایند.

آنها درالگوهایی که برای هویت بخشی به خود بکار می برند سعی دارند اقدامات مثبت گذشتگان را به خود نسبت داده و رهبران خود را به جنبش های تاریخی و مردمی ایران و رهبران این جنبش ها پیوند دهند.گویا این تروریست ها با افکار مارکسیستی و کمونیستی فراموش کرده اند که برای چه هدفی و چگونه پرورش داده شده اند.

منافقین و تفاوت های آشکار ان ها با مشروطیت

رهبران مشروطیت هرگز وطن فروشی نکردند و در برابر ظلم و ستم با جبهه دشمن همراه نشدند…هرگز به مردم خود خیانت نکردند و به هیچ عنوان مردم خود را با سلاح سرد و گرم به بهانه فاز نظامی و عدم رسیدن به قدرت، ترور و شهید نکردند.در جنبش مشروطیت داشتن ریش دلیلی برای کشتن افراد نبود و در این جنبش شنود و جاسوسی برای دشمن که منجر به شهید شدن هزاران جوان ایرانی که برای دفاع از خاک میهن به میدان جنگ آمده بود نشد و هرگز رخ نداد.

اگر بخواهیم مشروطیت را با سازمانی تروریست مانند رجوی مقایسه کنیم باید سطرها و نوشتارهای زیادی را در این متن جای دهیم وهمه جزئیات و جنایاتی که تشکیلات نفاق انجام داده را با مشروطیت مقایسه کنیم که در این متن جای نمی گیرد.

در واقع این اقدام سازمان برای وصل کردن خود به مشروطیت، توهینی بزرگ به رهبران و همه افرادی است که بنام میهن و برای رهایی از ظلم و ستم این جنبش را تأسیس و در آن قرار گرفتند، بوده واین جعل و تحریفات تاریخی ننگ بر سازمانی که حتی در ساده ترین موارد، و در سال هایی که گذشت جدای از کارنامه کثیف و باطل، اقدامی نداشته و افرادش امروز سالخورده، سرافکنده و تباه شده اند که این نتیجه خودخواهی سرکردگان فرقه ای این گروهک در جهت رسیدن به قدرت به هر دلیل و بهانه ای است.

نمیپسندم