به گزارش وبسایت مزاحمین خلق: مارکسیسم در استعمار زنان به نحوی عمل میکند که شما خود را نه تنها قربانی بلکه حامی و قهرمان برای هدف مورد نظر به حساب آورده و هر اقدامی ناشی از این مهم برای فرد، آسیب و یا نقض حقوق بشر حساب نمی شود و در راستای رسیدن به شرایط مطلوب است.این موضوع درخصوص جدایی مریم رجوی از مهدی ابریشمچی در ابتدای تشکیل گروهک رجوی، مصداق بارزی در این جریان است.

 

اما با ورود گروهک به عراق و همزمانی شکست در عملیات مرصاد، مسعود رجوی در اقدامی از پیش تعیین شده فاز بعدی افکار مارکسیسمی خود را در دستور کار قرار می دهد و به استعمار زنان در گروهک پرداخته و با قرار دادن قوانینی از آنها میخواهد تعلق خاطر خود به همسر و فرزند، ممنوعیت بچه دار شدن، خارج نمودن رحم زنان از بدنشان و حتی بحث ازدواج را به فراموشی سپرده و در بازی استعماری وی وارد شوند.استعمار زنان به سبک رجوی با شعار خارج شدن از لباس شرک با رقص رهایی همراه است.برای بیان این موضوع باید به مراسم رقص رهایی در گروهک رجوی اشاره کنیم.همان ماجرایی که در حرمسرای اشرف و بر اساس استعمار زنان از سوی سرکرده انجام شده و به گفته مریم رجوی “… باید در این رقص رهایی لباس شرک را درآورده و در این حوض شیرجه بزنید و شرم را اینجا بریزید… “

 

درخصوص رقص رهایی مطالب زیادی از سوی جدا شدگان مطرح شده و در این نوشتار قصد داریم به ابعاد دیگری از این موضوع بپردازیم.ترکیب مارکسیسم با مذهب شیوه ای است که در ابتدای راه اندازی تشکیلات منافقین به وضوح آن را مشاهده می کنیم.مارکسیست هایی که می خواهند بنام آزادی خواهی افرادی را با خود همراه نمایند و در جامعه ای که مذهب از قدرت بالایی برخوردار است باید ترکیبی از هر دو مطرح شود، زیرا هر یک به تنهایی نمی تواند مسیر را پیش برده و همچنین درخصوص استعمار زنان باید با همین روش آنان را مجاب نمود.

مریم رجوی در بازی استعمار زنان که از سوی مسعود اجرایی شده است نقش مهمی ایفا نموده و منتخبین حرمسرای رجوی را با استفاده از عملیات روانی و مغز شویی به سمت هدف نهایی هدایت میکند.وی در این مسیر جملات خاصی را به هریک از قربانیان سوء استفاده جنسی توسط مسعود، عنوان میکند که در ذیل به یکی از موارد مشترک در آنها اشاره می شود:

“… شب معراج تو در دیدار با مسعود است…”

 

سنگری برای شهوت رانی

واژه سنگر در ادبیات مارکسیسم تفاوت های معنایی داشته و با یادآوری از خانه های تیمی در ابتدا و قبل از خروج از ایران و در ادامه در بیابان اشرف و سنگری مخصوص برای هوسرانی سرکرده گروهک، می توان به تفاوت معنای این واژه پی برد.خانه های تیمی منافقین در قبل از خروج از کشور، جدای از سنگری برای اقدامات گروهک علیه نظام، محلی برای روابط میان زنان و مردانی است که به دستور گروهک باید بایکدیگر در ارتباط باشند و این ارتباطی به متأهل بودن فرد و یا مجرد بودن آن ندارد.سپس در حرمسرای اشرف فاز دیگری از این سنگر سازی مشاهده می شود و اینکه سرکرده گروهک بجای آزادی خواهی و رساندن افرادی که در مسیر رسیدن به آن خود را تباه نموده اند، تقاضای سوء استفاده جنسی از منتخبین را داشته و این مسیر را برای قربانیان سوء استفاده جنسی به عنوان هدفی بزرگ ترسیم می نماید.جالب اینکه بقیه افراد هم باید از این هدف بزرگ دور باشند و حتی فکر کردن به این موضوع به نوعی جرم محسوب میشود و فرد خاطی مجرم شناخته شده و دیگران وی را تحقیر میکنند…

 

از سوی دیگر ترسیم سنگر هوسرانی مسعود رجوی و یا ورود به حرمسرای اشرف به گفته جداشدگان همان فضایی است که در آن هرخواسته و موردی که در بیرون امکان پذیر نبوده ، ممکن می شود و برای هوسرانی و شهوت پرستی این فرد قوانین خشک و سخت نظامی گروهک نقض و یا تغییر پذیر می شوند.استفاده از آیات قرآن در سنگر هوسرانی برای توجیه اقدامات انجام شده و در ادامه سفر حج و شرکت در مکان های مقدس شیعیان در عراق، فاز دیگری از ترکیب مارکسیسم و مذهب است که در این فاز مسعود رجوی نقش خود را ایفا میکند.

 

پایان مسیر برای مسعود رجوی و افشاگری های پی در پی از سوی جداشدگان و افرادی که تجربیات تلخی از این سوء استفاده ها را داشته اند، روایت همان استعماری است که گروهک رجوی نه تنها برای افراد، بلکه برای جسم وی در زمان زنده بودن و در زمان مرگش بکار برده شده و این پایان تلخ حکایت آزادی خواهانی است که سالهای زیادی را تباه نموده و اکنون حکایت ” از این جا مانده و از آنجا رانده را دارند… ” همان کسانی که اطمینان داشتند ایدئولوژی مارکسیسم برای رسیدن به آزادی خواهی در مسعود رجوی و گروهک خلاصه شده است.

نمیپسندم