خلق نیوز: محمدحسن قدیری ابیانه/ تحلیل‌گر مسائل سیاسی؛ بازرگان را فردی مسلمان، مؤمن و صادق می‌دانم. اما به رغم آن، وی متأثر از تفکرات غربی بوده و توان غرب را بیش از اندازه واقعی قدرت اسلام و ملت ایران را کمتر از واقعیت ارزیابی می‌کرد. به‌همین لحاظ معتقد بود انقلاب پیروز شدنی نیست و رژیم شاه به‌دلیل قدرت درونی و به‌دلیل حمایت بیرون ماندنی است. لذا توصیه بازرگان به امام خمینی(ره) این بود که به جای خواسته سرنگونی شاه، کاهش قدرت او را هدف قرار دهد. به‌دلیل اینکه پیروزی انقلاب را باور نداشت. طبیعتاً امام خمینی به این خواسته او وقعی ننهاد و با ورود به ایران بازرگان را در ۱۶ بهمن ۵۷ به نخست‌وزیری برگزید و چند روز بعد حکومت شاه سرنگون شد. با اینکه امام شرط کرده بود که حکم انتصاب او فارغ از رویکردهای سازمانی است اما بازرگان در انتصاب وزیران این توصیه امام را ملاک عمل قرار نداد و از جبهه ملی و نهضت آزادی در کابینه خود انتخاب کرد. بازرگان همچنین رویارویی انقلاب اسلامی با آمریکا را ممکن نمی‌دانست و عملاً معتقد بود که باید از درِ سازش با آمریکا برآییم. وی حتی نسبت به منافقین و سایر ملحدین نظر ملایمی داشت و مواضع قاطع آیت‌الله بهشتی، آیت‌الله مطهری، آیت‌الله خامنه‌ای و آیت‌الله هاشمی را در آن زمان مناسب ارزیابی نمی‌کرد. افکار او تا حدود زیادی شبیه بنی صدر بود و بیش از اندازه به روابط بین‌الملل اهمیت می‌داد به نحوی که بشدت با نحوه گروگانگیری در سفارت آمریکا زاویه پیدا کرد. استعفای بازرگان راه را برای ورود نیروهای انقلاب باز کرد. اگر مطابق با تفکرات بازرگان عمل می‌شد، انقلاب اسلامی در همان سال‌های اول ساقط می‌شد. باورش این بود که انقلاب در سال‌های اول خود به‌دلیل مواضع ضد استکباری‌اش شکست می‌خورد. بازرگان البته زنده نماند تا ۴۰ سالگی انقلاب و نفوذ آن را در سایر کشورهای منطقه که هیچ بلکه در معادلات جهانی مشاهده کند. بازرگان و ابراهیم یزدی همواره بر عقاید خویش استوار بودند. هر چند این عقاید بنیان سستی داشت.

بسیاری از افرادی که آن زمان بازرگان و یزدی را در عقایدشان رد می‌کردند دچار تحول شده و بتدریج مطالبی را بیان می‌کنند که این مطالب را ۴۰ سال پیش بازرگان مطرح می‌کرد. به گونه‌ای به باور بر افکار لیبرالی در اداره جامعه و اقتصاد رسیدند و آن را یک تحول مثبت می‌دانند و حتی افکار گذشته خویش را تخطئه می‌کنند. بازرگان از منافقین به‌عنوان فرزندانش یاد کرده بود و امام نیز از منافقین به‌عنوان فرزندان بازرگان یاد کردند. از جمله افراد مشهوری که از افکار انقلابی امام دور شد و به باورهای امثال بازرگان نزدیک شدند می‌توان از آیت‌الله منتظری و کسانی نام برد که همسو با کارگزاران و اصلاح‌طلبان قرار دارند. آن ها این تحولات را پیشرفت خود ارزیابی می‌کنند. از نظر من آن ها دچار عقب گَرد ارتجاعی شده‌اند. در تفاوت موضع میان امام و بازرگان گفته شده که بازرگان اسلام را برای ایران می‌خواست و امام ایران را برای اسلام می‌خواست. فکر می‌کنم که این تحلیل درست باشد با این تفاوت که اگر ما ایران را برای اسلام بخواهیم قدرت چند برابری برای ایران حاصل خواهد شد و زمینه وحدت جهان اسلام فراهم خواهد شد.
البته من برای بازرگان و امثال او که از ابتدا این افکار صادقانه و دلسوزانه را داشتند بیشتر احترام قائلم تا کسانی که آن زمان علیه لیبرالیسم شعار می‌دادند یا به آن تظاهر می‌کردند و اینک همچون بازرگان تسلیم لیبرالیسم و مبهوت قدرت نمایی غرب شده‌اند.

نمیپسندم