انقلاب مردم عراق در شعبان سال ۱۴۱۱ به شکست منتهی شد و به هدف اصلی خود که اسقاط رژیم بعث صدام بود، نرسید. بخش بزرگی از علل این ناکامی‌ متأثر از همکاری صمیمانه منافقین در سرکوب وحشیانه مردم عراق تعریف می‌شود. این مقاله ضمن شرح دادن رویدادهای انقلاب مردمی به صورت روزشمار، پنج علت را عامل ناکامی این قیام دانسته و در پایان، برخی از موارد نقض حقوق بشر از سوی رژیم بعث با همکاری صمیمانه منافقین و چراغ سبز آمریکا برای جلوگیری از روی‌کارآمدن دولتی دینی در منطقه را در خلال سرکوب انتفاضه شعبانیه برشمرده است.

مزاحمین خلق / خلق نیوز: نجف اشرف همواره در نبرد با ستم طاغوت پیشرو بوده و زیر ستم حاکمانی که اسلام را پوششی برای دشمنی با مسلمانان یا جذب منافع شخصی و خانوادگی به خدمت گرفته اند، نرفته است.

نجف اشرف به سبب وجود مرقد نورانی امیر مؤمنان علی (علیه السلام) تبدیل به نقطه عطفی برای شیعیان عراق و بلکه جهان اسلام شده و به عنوان مرکزی دینی و سیاسی، آیینه تمام نمای مبارزه در راه حق و خسته نشدن و ایستادگی در برابر گمراهی و انحطاط بوده و برای همه مجاهدان در راه خدا الهام بخش است. این شهر مقدّس به برکت حضور مراجع عظیم الشأن شیعه، استقلال سیاسی خود را حفظ کرده و حوزه علمیه ای دارد که صدها مجتهد و هزاران طلبه فاضل را در خود پرورش داده و به اقصی نقاط جهان فرستاده است.

رهبری ثوره العشرین بر ضد اشغالگری انگلیس در ۱۹۲۰.م و انتفاضه ۱۳۹۷ و ۱۳۹۹.ق در پی دستگیری و به شهادت رسیدن آیت الله سید محمدباقر صدر توسط حزب بعث، از جمله فعالیت های سیاسی نجف اشرف است.

تلاش های آیت الله سید محمدصادق صدر در برپایی نماز جمعه نجف اشرف فراموش ناشدنی است. این تلاش ها در جهت هرچه بیشتر پُررنگ کردن جنبه مقاومت جهادی در این شهر بود. این امر به قدری بغرنج شده بود که سید با دو فرزندش پس از اقامه نماز جمعه به تاریخ سوم ذی قعده ۱۴۱۹ به دست بعثی ها به شهادت رسیدند.

پس از شروع انقلاب مردمی کربلا در ماه شعبان (معروف به انتفاضه شعبانیه) نجف نیز به پا خاست؛ به ویژه پس از جنگ صدام با کویت، امید به ثمربخشی قیام بیشتر شد. هرچند شروع انتفاضه از نجف نبود، اما قطعاً رهبری ادامه انقلاب بر دوش نجف قرار گرفت. این مقاله در حدّ بضاعت خود، به گزارشی مختصر وقایع قیام می پردازد و در پایان، به دلایل ناکامی انتفاضه نگاهی خواهد داشت.

جمعه، ۱۴ شعبان

حرکت مردمی به ناصریه رسید و بازگشت همزمان سربازان جنگ با کویت به شهر بصره، بر شور و هیجان مردم افزوده است. جوانان به خیابان ها آمده و دیوار ترس از دولت و بعثی ها را فرو ریختند. در پی انتشار این خبر، فضای امنیتی نجف نیز شکسته شد. در این میان مراسم احیا و جشن شب نیمه شعبان در کنار مرقد مطهر امیر مؤمنان (علیه السلام) مبدّل به همایشی ضد دولتی و تظاهراتی پُرشور شد. طی این همایش از عموم مردم برای شرکت در تظاهرات اصلی در فردای آن روز دعوت به عمل آمد. [۲]

شنبه، ۱۵ شعبان

جمع زیادی از مردم در صحن مطهر علوی گِرد هم آمدند؛ اما در محاصره دستگاه های امنیتی قرار گرفته و برخی از ایشان دستگیر شدند. برای پیش گیری از گسترش حرکت سازمان یافته مردم و برای ایجاد ترس و زهر چشم گرفتن، از آن شب تحرّکات اطلاعاتی شدیدی از سوی دولت بعثی در نجف آغاز شد. دولت عراق که می دانست مرجعیت شیعه در نجف ممکن است مرکزیتی در این قیام پیدا کند، نیروی خود را در این شهر متمرکز کرد.

جوانان، مردم را به مشارکت فعال تر در این تحوّل سیاسی تشویق نموده و آنان را برای تظاهرات در روزهای آینده بسیج می کردند. اخبار پیروزی ها و پیشروی مردم در ناصریه و بصره، به سرعت منتشر می شود. ستاد مرکزی مردمی بعدازظهر روز یکشنبه ۱۶ شعبان را زمان موعود تجمع در حرم مطهر اعلان می نماید.

یکشنبه، ۱۶ شعبان

ساعت ۱۳:۴۵ تظاهرات آغاز شد. شعارها علاوه بر تکبیر، سمت و سوی ضد دولتی و ضد بعثی دارد. لحظه به لحظه بر جمعیت حاضر در خیابان افزوده می شود. نیروهای اطلاعاتی، مردمی که قصد بیرون آمدن از حرم مطهر امیر مؤمنان (علیه السلام) داشتند را محاصره می کنند، اما این بار مردم ساکت نمی مانند و با هرچه به دستشان می رسد، به مبارزه برمی خیزند. نتیجه این درگیری تعدادی کشته و زخمی از هر دو طرف بود؛ اما نظامیان و مردم همچنان بر مواضع خویش پافشاری می کنند و شعارهای مردم تند و تیزتر شده و خواهان سقوط نظام بعثی اند.

جمعیت به طرف شارع صادق به حرکت خویش ادامه می دهد تا به میدان امام علی (علیه السلام) که از قبل نیروهای انتظامی در آن مستقر شده بودند می رسند. توده مردم آن قدر زیاد است که نیروهای مسلّح عقب نشینی می کنند؛ اما همزمان به روی مردم آتش گشوده و تعداد دیگری زخمی و مجروح شدند؛ در این بین تیراندازی نظامی ها نیز مانع پیشروی انقلابیون نشد و با اصرار مردم به ادامه حرکت، درگیری شدیدی میان آن ها و نیروهای امنیتی به وجود آمد. در این معرکه، معترضین از جان گذشتگی و شجاعت عجیبی از خود نشان دادند تا جایی که توانستند بعثی ها را عقب برانند.

بدین ترتیب مردم به سمت پایگاه های نظامی از پیش تعیین شده به راه افتادند. یکی از مراکزی که به تصرف مردم درآمد، اداره پلیس در غرب نجف بود که در آن سلاح های فراوانی به دست مردم افتاد. همچنین عده ای دیگر، پس از پنج ساعت و بر جای گذاشتن تلفاتی چند توانستند مرکز اصلی پلیس نجف را به چنگ آورند.

انقلابیون چند مدرسه را به عنوان پایگاه و سنگر تصرف کردند و به سربازانی که در جامع طوسی مستقر شده بودند، حمله ور شده و همه را بیرون راندند و سپس ساختمانی نزدیک دانشکده فقه را نیز از چنگ بعثی ها درآوردند. نیروهای ضدشورش در محله ای نزدیک بیمارستان «حی السّعد» در میدان «ثوره العشرین» مستقر شدند. انتخاب این منطقه به دلیل نزدیک بودن به شهرک «اسکان» جنبه تاکتیکی داشت و این طور وانمود می شد که شهرک نشینان به گروگان گرفته شده اند و مردم دور تا دور آن را به محاصره خویش درآوردند.

دوشنبه، ۱۷ شعبان

صبح گاهان مردم به دولتی های تجمع کرده در ساختمان «غرفه التجاره والبنایه» هجوم برده و بعد از یک درگیری نابرابر، بر ساختمان مورد نظر و ساختمان های اطرافش سیطره پیدا کردند.

در این روز ساختمان مرکزی حزب بعث که متصل به دادگاه اصلی نجف بود نیز به تصرف مردم درآمد. حاصل این درگیری کشته و زخمی شدن ده ها تن از مردم و به اسارت در آمدن چندین بعثی بود. مرکز اطلاعات نجف نیز پس از دقایقی سقوط کرد و همه بازداشت شدگان آزاد شدند. آثار شکنجه و گرسنگی و تشنگی بر جسم بازداشت شدگان کاملاً هویدا بود. اسناد و مدارک مهمی نیز به دست آمد. ساختمان استانداری نجف نیز سقوط کرد و سرانجام در ساعت سه بعدازظهر، تمام نجف و حومه آن آزاد شد.

پرچم سبز رنگی به نشانه آزادی، بر بالای بام خانه ها به اهتزاز درآمد و اعلامیه ها به طور مداوم برای هماهنگی در اداره شهر، از بلندگوهای حرم علوی و مساجد پخش می شد. در پی آزادی نجف، کوفه و به دنبال آن کفل (شهری در جنوب شرقی عراق) و خان النص (منطقه ای میان کربلا و نجف) آزاد شدند.

سه شنبه، ۱۸ شعبان

مردم به دنبال زندان های مخفی و محبوس شدگان زیرزمینی می گردند. در نتیجه، زندانی مخفی در زیر حرم کمیل بن زیاد در منطقه «حنّانه» پیدا شد؛ اما نتوانستند درب ورودی اش را بیابند؛ به همین علت دست به دامن مهندسی آشنا به نقشه ساختمان شدند. مهندس گفت: درب ورودی و اصلی چند صد متر با درب اول فاصله دارد. پس از یافتن درب ورودی و ورود به زندان، افرادی رنگ پریده با موهای پریشان و ریش بلند را یافتند که شب را از روز نمی شناختند و از وقایع عراق و جهان بی خبر بودند. یکی از آنان درباره احمد حسن البکر[۳] پرسید! به او گفته شد که صدام ده سال پیش او را مسموم کرد و کشت. زندان های مخفی دیگری نیز در بیشتر از ده نقطه نجف کشف شد.

جمعه، ۲۱ شعبان

آیت الله العظمی خوئی به درخواست انقلابیون کمیته ای متشکل از ده نفر را برای سامان دادن به امور انقلاب تأسیس کرد. این هیئت فعالیت خود را با برقراری ارتباط اطلاعاتی با رهبران قیام در کربلا، حلّه، دیوانیه و تقویت هر چه بیشتر مواضع خویش آغاز کرد.

دومین اقدام مهم کمیته، طرح نقشه برای تصرف پایگاه نظامی شهر «محاویل» در جنوب بغداد بود. در این پایگاه سلاح های پیشرفته ای مانند موشک زمین به زمین وجود داشت.

برنامه سوم، حرکت به سوی بغداد بود که منوط به موفقیت در تصرف پایگاه محاویل شد. برنامه چهارم پخش غذای گرم میان مردم و رساندن برنج و روغن و گندم به افراد محتاج و تقسیم مقادیری پول بود. مغازه داران نیز قیمت اجناس را پایین آوردند و بدین ترتیب همکاری و اتحادی چشم گیر میان مردم برای کمک به یکدیگر صورت گرفت.

به دستور صدام، «حسین کامل» (داماد صدام) برای مهار انقلاب مردم، با تمام امکانات دست به حمله زد؛ از جمله حمله بالگردها به شهرها، پرتاب موشک و توپخانه سنگین و ایجاد وحشت و ترس در مردم با پخش اعلامیه. ارتش با همه قدرت به جنگ با مردم آمد. نجف اشرف و حرم مطهر امیر مؤمنان (علیه السلام) مورد اصابت گلوله و موشک قرار گرفت؛ به مساجد و مدارس و حتی قبور مؤمنین خسارت و جسارت فراوان روا داشته شد و برخی از مردم که توان مقابله نداشتند، مثل کودکان و زنان و پیران در خانه ها پناه گرفتند.

محل اصابت موشک ها نشان می داد که بعثی ها هدف از پیش تعیین شده ای نداشتند و تمایزی میان نظامی و غیرنظامی نمی نهادند. ارتش تا دندان مسلح، با حمایت و پشتیبانی بالگردها به جان مردم افتادند. بعثی ها بر روی دیوار نوشته بودند: «پس از امروز، شیعه ای نخواهد بود».

نجف اشرف آماج حملات سنگینی قرار گرفت، اما مردم توانستند چهار بالگرد را ساقط کنند. نیروهای تحت فرمان حسین کامل برای ورود به نجف از مسیرهای حلّه و کوفه تلاش فراوان کردند، خوشبختانه این تلاش ها سودی نبخشید. نجف شاهد مقاومتی بی باکانه از سوی مردم بود تا جایی که توانستند چهار روز بعثی ها را بیرون شهر معطل کنند؛ اما سرانجام نیروهای مسلح توانستند از برخی نقاط بی محافظ وارد نجف شوند. آنان برای ورود به نجف، در برخی مسیرها زنان و کودکان را سپر قرار دادند. در اولین اقدام، به خانه آیت الله خوئی رفته و ایشان و تمام افراد حاضر در بیت را دستگیر کرده و نزد صدام بردند. این ملاقات در روز سوم رمضان از تلویزیون عراق پخش شد تا انقلابیون دلسرد شوند.

پس از دستگیری ایشان، عملیات پاکسازی شهر از انقلابیون و حامیان انتفاضه آغاز شد و در مدت اندکی، هزاران نفر از مردم و تعدادی نزدیک به صد و پنجاه تن از علما و طلاب عراقی بازداشت شدند.

یکشنبه، ۹ رمضان

نیروهای بعثی با توسل به زور و کشتار و تعقیب در سطحی وسیع، بر تمام نجف مسلط شدند. حسین کامل برنامه پنج حمله به نجف را در دستور کار خویش قرار داد. اولین اقدام او تفتیش خانه به خانه مجاهدین بود. با کوچک ترین شک، افراد را بازداشت و خانه های شان را با بمب منفجر می کردند. پیکرهای شهدا در سطح شهر و در کوچه و خیابان پراکنده بود؛ مخصوصاً در میدان ثوره العشرین وضع بسیار اسفناک بود؛ چون بعثی ها اجازه دفن پیکرها را نمی دادند و کسی جرأت نزدیک شدن به پیکرها را نداشت. این وضعیت تا پایان ماه رمضان ۱۴۱۱ ادامه داشت.

بعثی ها به درمانگاه ها و بیمارستان های نجف نیز حمله کرده و پزشکان و پرستاران را که به مداوای مجروحین پرداخته بودند را همان جا اعدام کردند. نیروهای بعثی بیماران و پزشکان را با سلاح سرد و گرم به قتل رسانده و سپس لباس پزشکان مخصوصاً بانوان را از تن درآورده و پیکرهای شان را تکه تکه کردند.

علل شکست انتفاضه شعبانیه

انقلاب مردم عراق در شعبان سال ۱۴۱۱ به شکست منتهی شد و به هدف اصلی خود که اسقاط رژیم بعث صدام بود، نرسید. علل این ناکامی از این قرار بود:

۱- ترس و وحشت مردم
وحشیانه و بی رحمانه برخورد کردن بعثی ها و منافقین در سرکوب انتفاضه، دلهره شدیدی در دل مردم انداخت. استفاده ارتش از سلاح های سنگین، بر این هراس افزوده بود؛ مثل موشک های زمین به زمین، تانک ها، زره پوش ها ، توپخانه و نیروی هوایی. دولت مردم را تهدید به استفاده از سلاح های شیمیایی و میکروبی کرد و مردم می دانستند هر کاری از دولتی که هیچ ارزشی برای انسانیت قائل نیست برمی آید.
۲- تخریب زیرساخت ها
نیروهای نظامی بعث و منافقین به بهانه حمله به مردم، زیرساخت های کشاورزی و صنعتی و راه های ارتباطی را از بین می بردند. انهدام انبارهای مواد غذایی و وسایل ضروری و محاصره مردم عملاً آنان را فلج کرده بود.
۳- نبود برنامه ریزی در روند انتفاضه
انقلاب مردم در عراق مانند جرقه ای بر انبار باروت و به شکلی دفعی و غیرقابل کنترل بود. این وضعیت پس از سال های طولانی فشار و ستم شدید صدام طبیعی بود. گسترده شدن ابعاد این حادثه و پراکندگی آن نمی گذاشت این انقلاب در یک مسیر معین قرار بگیرد و شاید نظم دادن به این حرکت خودجوش غیرممکن می نمود.
عدم آموزش کافی انقلابیون در حفاظت اطلاعات، منجر به نفوذ بعثی ها در حلقه های صفوفشان شد و از این طریق سَران مجاهدین را شناسایی کرده و خانواده های آنان را ربوده و منازلشان را سوزاندند تا رهبران انتفاضه را برای تخلیه اطلاعات و عبرت دیگران تحت شکنجه روحی و جسمی قرار دهند. یکی از شگردهای ضداطلاعاتی حزب بعث، ایجاد دودستگی و اختلاف میان مردم بود و به این وسیله، آنان را از ادامه پیمودن مسیرشان سست عقیده می کردند. این وضعیت باعث شده بود تا مردم به سرعت فریب بخورند؛ مثل این که دولتی ها شایعه کردند اگر مردم پایگاه های نظامی را به رژیم بازگردانند، سازمان اطلاعات از آنان درمی گذرد و می بخشد … اما وقتی به هدفشان می رسیدند، نقض وعده کرده و تمام ایشان را به قتل می رساندند.
در نتیجه دفعی بودن انتفاضه، هماهنگی لازم میان سران قیام در شهرهای گوناگون وجود نداشت و این بی اطلاعی از میزان پیشرفت مردم، به شکست قیام انجامید و حتی تحرکات کردها علیه دولت در اقلیم کردستان عراق نیز به زوال گرایید.
۴- کمک دولت ها و منافقین به صدام
اگر مردم عراق توقع کمک از دولت های همسایه نداشتند، قطعاً انتظار هم نداشتند که این دولت ها به کمک صدام بشتابند یا در کمک رسانی به مردم کارشکنی کنند. انقلابیونی که برای درخواست کمک به برخی کشورهای عربی همسایه رفته بودند، نه تنها پاسخ مثبت نشنیدند، بلکه از بازگشت به خاک عراق منع شدند. برخی دیگر از کشورهای عربی، عراقیان مهاجر را برای چند روز پشت مرزها نگه داشتند. برخی کشورها نیز که در روزهای ابتدایی انتفاضه، قول یاری داده بودند، بی وفایی نشان دادند تا این که کار از کار گذشت و انتفاضه به شکست انجامید.
دولت سعودی به صدور چند بیانیه اکتفا کرد. اردن نیز اطلاعات فراریان به این کشور را در اختیار نیروهای امنیتی عراق گذاشت. ترکیه نیز کمک قابل توجهی به انتفاضه نکرد و مرز خود را فقط برای پذیرش کردها، آن هم به شکل محدود باز کرد. فقط جمهوری اسلامی ایران بود که با آغوشی باز مرزهای غربی خود را برای استقبال از صدها هزار مهاجر عراقی گشود.
۵- خیانت برخی گروه های سیاسی
در حالی که مردم عراق در آتش و خون دست و پا می زدند، برخی گروه های سیاسی به مذاکره با صدام پرداخته و سپس همراه او در کنفرانس مطبوعاتی، با موضوع تعدد احزاب سیاسی سخن گفته و آزادی بیان و انتخابات را نماد بارز آزادی در عراق برشمردند. مردم عراق این مذاکرات را محکوم کرده و آن را ساختگی دانسته و اظهار داشتند که این گفت وگوها برای ایجاد شکاف میان صفوف مردم انجام شده و دولت می خواهد ذهن ها را از جنایات خود در سرکوب انتفاضه دور کند.
جنایاتی که صدام در روزهای انتفاضه مرتکب شد، عرق شرم بر پیشانی انسان می نشاند. اعلامیه جهانی حقوق بشر (۱۹۸۴ م) و پیمان تحریم نسل کشی (۱۹۴۶ م) و بیانیه حمایت از بیماران و زخمیان (۱۹۴۹ م)، همگی زیر پا گذاشته شد و نقض گردید و اساساً اصول انسانی نادیده انگاشته شد.
برخی از موارد نقض حقوق بشر توسط صدام در انتفاضه شعبانیه:
۱- اعدام بدون محاکمه قانونی؛
۲- شکنجه های طاقت فرسا تا حد مرگ؛
۳- بازداشت خودسرانه مردم بر اساس شک و گمان؛
۴- استفاده از زنان و کودکان به عنوان سپر انسانی؛
۵- گلوله باران حرم های کربلای و نجف اشرف؛
۶- تسلط دولت بر ملت بدون انتخابات آزاد؛
۷- کشتن خانواده ها به طور دسته جمعی؛
۸- برخورد با مردم، بر پایه طایفه گری و مذهب و قومیت؛
۹- محروم کردن شهرهای معترض، از مواد غذایی و خدمات پزشکی و دیگر امکانات؛
۱۰- مُثله کردن پیکرها یا آویزان کردن آن ها مقابل درب خانه ها و منازلشان؛
۱۱- حمله به بیمارستان و کشتن بیماران، پزشکان و پرستاران؛
۱۲- کشتن فرزندان مقابل چشم پدر و مادر و تجاوز به بانوان و دختران جلوی چشم پدران و برادران؛
۱۳- کشتن مخالفین در حلّه و ناصریه با دست و پای بسته و انداختن اجساد در نهر، در حالی که جسمی سنگین به پای ایشان بسته شده بود؛
۱۴- کشتن انقلابیون با بستن دو پای آنان به دو اتومبیل و حرکت اتومبیل ها در دو جهت مختلف؛
۱۵- پرتاب از ارتفاع توسط بالگرد؛
۱۶- انداختن مظنونین به شرکت در انقلاب به درون کوره های آجرپزی؛
۱۷- به قتل رساندن زنان حامله با وارد کردن ضربه به شکم آنان؛
۱۸- قرار دادن مجازات قطعی اعدام برای شرکت کنندگان در تظاهرات و اعتصابات ضددولتی؛
۱۹- به کارگیری گازهای سمّی و بمب های ناپالم و فُسفری (ساخت آمریکا) به خصوص در نجف و کربلا، در روزهای هشتم تا دهم مارس ۱۹۹۱ م؛
۲۰- منفجر کردن کتاب خانه های مهمی در نجف و کربلا که بعضاً دارای نسخه های تاریخی بود؛ مانند کتابخانه آیت الله العظمی حکیم و کتابخانه دارالعلم؛
۲۱- اعدام دسته جمعی انقلابیون و دفن آن ها در گورهای دسته جمعی؛
۲۲- غارت خانه ها و مغازه های مردم و سپس تخریب آن ها.

در اثنای انتفاضه، قبور مؤمنین در وادی السلام و مرقد آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی و آیت الله العظمی حکیم و شیخ عبدالله مامقانی مورد اصابت خمپاره و موشک قرار گرفت.

نویسنده : ولید حلّی[۱] مترجم: محمد حسین خوشنویس

پی نوشت:

[۱] . این مقاله از کتاب« نقش نجف اشرف در تمدن بشرى» نوشته دکتر ولید حلّى، ج ۲، ص ۳۶۹ برگزیده شده است.

[۲] . ولید حلّى، الواقع و آفاق المستقبل، ص ۴۵.

[۳] . رئیس جمهور عراق بین سال‏ هاى ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۹.م بعد از عبدالرحمان عارف و پیش از صدام.

نمیپسندم