خلق نیوز:نزدیک به یک سال است که خلاء سیاسی در عراق و سنگ‌اندازی لابی آمریکایی-سعودی در تشکیل دولت مقتدر بر پایه منافع ملی آن، موجی از اعتراضات و آشوب‌های ناتمام را در این کشور مهم آسیای غربی به همراه داشته است. امری که برخی گروه‌های به ظاهر انقلابی در همکاری ناخواسته باجریان نفوذ مثلث عبری-عربی-آمریکایی به آن دامن زدند و شرایط استعفای دولت عادل عبدالمهدی و خلاء سیاسی در عراق را فراهم آوردند، موضوعی که نه تنها موجب فروکش کردن اعتراضات نشد، بلکه طبق برنامه، مقدمه‌ای گشت برای پیشبرد خیال خام کودتا علیه مقاومت و جریان دینی و ملی عراق.

فارغ از پرداخت به مباحث و تحلیل‌های سیاسی- اقتصادی و تحرکات نظامی آمریکا در عراق، آن‌چه شاخصه‌ی بارز این موج بلند مدت آشوب‌ها بود، تلاش برای هرچه بیشتر رادیکال‌ نمودن و ترویج خشونتی افسارگسیخته در اعتراضاتی بود که دیگر از کنترل حامیان ابتدایی آن خارج شده بود.

تولید و توزیع گسترده‌ی نمادهای “جوکر” به عنوان یک جنایتکار مظلوم در میان جوانان هیجان‌زده عراقی ، تنها یکی از مصادیقی بود که نشان از سناریویی شوم داشت؛ ظهور دوباره داعش، این‌بار در لباس جوانان شورشی و امپریالیسم رسانه‌ای که ماموریت داشت از آن‌ها قدیسان حق طلب و برخواسته در برابر ظلم و تبعیض بسازد.

ده‌ها شبکه ماهواره‌ای، خبرگزاری و روزنامه نیز ماموریت داشتند با تولید روزانه ده‌ها خبر و شایعه ساختگی با موضوع ” کشتار معترضان بی‌گناه عراقی توسط نیروهای امنیتی وابسته به ایران”  موج خشم را جهت دهی کنند تا خوراک رسانه‌ای باشد جهت استفاده یگان‌های تروریسم روانی مستقر در “اسرائیل، دبی، ریاض و آلبانی” برای بازنشر در  شبکه‌های اجتماعی.

وضعیت مشابه در لبنان و نیز اغتشاشات خشونت‌بار آبان‌ماه در ایران، دوباره حضور عناصر گروهک تروریستی منافقین با بولتن‌هاو گزارش‌های به اصطلاح امنیتی و محرمانه را در لابی‌های اروپایی و آمریکایی شدت بخشید. باقیمانده‌گان مرصاد تلاش داشتند تا به مثابه گذشته و با تزریق اطلاعات واهی و تخیلات تحلیلی خود به لابی‌های صهیونیستی-آمریکایی، ارابه‌های ماشین جنگ علیه ایران را حرکت داده تا شاید بعد از چهل سال تلاش ناکام، این‌بار بتوانند فاتح تهران و بغداد شوند.

مجموع این شرایط، دیوانه‌گان ساکن کاخ سفید را مجاب کرد که حماقتی بزرگ را انجام دهند؛ ترور ذلیلانه فرمانده سپاه قدس ایران، سردار سپهبد قاسم سلیمانی به همراه ابومهدی المهندس فرمانده خوش‌نام نیروهای بسیج مردمی عراق.

اما معجزه خون و پیوستن سیل خروشان حامیان مقاومت در منطقه برای گرفتن انتقامی سخت، تنها یک معنا داشت” به صدا در آمدن ناقوس مرگ برای آمریکا و گروهک‌های تروریستی او و تیک تاک پایان حضورش در منطقه”

نمایش وحدت در بزرگداشت فرماندهان مقاومت و غرور حاصل از عملیات موشکی سپاه علیه پایگاه هوایی عین الاسد، و مطالبه ملی عراق جهت اخراج تروریست‌های آمریکایی از این کشور، حرکت به سمت ثبات و تشکیل کابینه وحدت ملی را در پی داشت. اقدام هوشمندانه جریان مقاومت در موافقت با نخست وزیری مصطفی الکاظمی و تشکیل دولت او، نشان از تحقق آرام و محکم آن داشت.

حرکت آرام عراق مانند لبنان به سمت آرامش، دوباره دشمنان عراق را برآن داشت تا با واداشتن داعش به عملیات‌هایی کوچک و ایجاد مجدد آشوب‌های خیابانی، مانع پیشرفت ثبات و حرکت به سمت سازندگی در عراق شوند.

اما این‌بار سازمان تروریستی مجاهدین خلق که کارنامه‌ی سیاه کشتار ده‌ها هزار بی‌گناه عراقی در همراهی با رژیم بعثی را بر پیشانی خود داشت، مذبوحانه به میدان ترور بازگشتند.آن‌ها با کنار گذاشتند نقاب جوکر، با ذات حقیقی خود، به “جوانان شورشگر عراقی” فراخوان به ترور مسئولان و نیروهای مقاومت عراقی و ایرانی دادند تا شاید دوباره بتواند بارقه‌ی امیدی برای اربابان خود برای توجه مجدد به کودتا در عراق ایجاد کنند.

آن‌ها در گذشته نیز پس از قبول قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل توسط ایران،با  شکست مفتضحانه نیروهای خود در عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) که با تمام قوا و حمایت کامل صدام حسین انجام پذیرفت، صدای ناقوس مرگ و تیک تاک فروپاشی خانه عنکبوت خود و صدام را به چشم دیدند. هزاران کشته، زخمی و شکاف‌های شدید سازمانی که منجر به تصفیه و حذف‌های بی‌سابقه در اشرف شده بود یکی از این رخ‌نمودهای فروپاشی از درون بود.

اما انتقاضه مردمی در سال ۱۳۶۹ که تا مرز سرنگونی رژیم بعث عراق با تصرف بیش از ۱۴ استان توسط نیروهای انقلاب پیش رفته‌بود، فرصتی مغتنم برای احیای این سازمان، آن‌هم با جنایتی دوباره و سیراب شدن از خون مردم بی‌گناه عراق، فراهم ساخت. مسعود رجوی برای جلوگیری از سرنگونی رژیم بعث و ولی نعمت خود دست به کشتار وحشیانه بیش از ۲۵هزار زن و کودک و بی‌گناه شمال عراق زد و  توانست علاوه بر بازسازی تشکیلاتی که خود که تنها با کشتار و جنایت حاصل می‌شد،جایگاه ویژه‌تری نسبت به گذشته در نزد صدام برای خود ایجاد کنند. این جایگاه به حدی رسید که صدام به استخبارات و ارتش خود دستور داده بود که “ارزش جان مسعود رجوی به اندازه ارزش جان من است و موظفید هر آنچه مجاهدین خلق نیاز دارند در اختیار آن‌ها قرار دهید”.

به شکرانه این جنایت، مسعود رجوی توانست دوباره موجی از تسلیحات نظامی سنگین را از صدام دریافت و خسارات بی‌شمار ناشی از رسوایی عملیات مرصاد را جبران کند. او همچنان توانست بخش مشخص و ثابتی از بودجه نفت مردم قحطی زده عراق را به سازمان تروریستی خود که دیگر نقش ارتش خصوصی صدام را ایفا می‌کرد،اختصاص دهد، زیراکه  صدام دریافته بود برای سرکوب و کشتار مردم عراق، کسی قابل اعتمادتر از منافقین و مسعود رجوی وجود ندارد. بخش عربی و اطلاعاتی منافقین با ایجاد خانه‌های تیمی متعدد در سرتاسر عراق به عنوان مهم‌ترین بازوی این تشکیلات تروریستی به صورت عنکبوتی فعالیت داشتند.

وضعیت امروز عراق، دوباره یادآور همین برگ از تاریخ است. دوباره ناقوس مرگ برای معاندین و دوباره دندان‌های تیز خون‌آشامانی که حیات خود را در ریختن خون و کشتار می‌بینند. دست‌های خالی از یک‌سال آشوب و هرج ومرج و مستحکم شدن پایه‌های مقاومت و مرجعیت دینی در باور مردم عراق.

در پی اعتراض مجدد برخی از مردم عراق به وضعیت سیاسی و اقتصادی این کشور و حضور در خیابان‌ها، در همین تکرار تاریخی و دست و پا زدن‌های قبل از مرگ، سخنگوی فرقه تروریستی منافقین با صدور اطلاعیه‌ای، مردم این کشور را تشویق به اعمال خشونت و انجام رفتارهای تروریستی کرده است.

سخنگوی این فرقه تروریستی ۱۰اردیبهشت ماه، در اقدامی جاهلانه خطاب به جوانان عراقی، آنها را به ترور کسانی که آنها را مزدور جمهوری اسلامی ایران نامیده (نیروهای مقاومت)، فراخوانده است و درخواست کرده که “نیروهای مقاومت را بکشید!”

اما بُعد جالب ماجرا، واکنش ۱۲ اردیبهشت ماه این “تروریست‌های شریفِ پارلمان اروپا و آمریکا” به موضع‌گیری یک کانال تلگرامی خبری بود. سخنگوی سازمان تروریستی مجاهدین خلق، ضمن برشمردن جنایات گذشته خود، با افتخار و برای اولین بار در موضعی رسمی سخن از  مسئولیت ” به زمین ریختن خون ۱۷هزار نفر در ایران” به میان آوردند و گفتند:

” اولاً-چندین نوبت نیست و ۴۰ سال است و دلیل آن هم لیست ۱۷ هزار خودتان است.

این سازمان تروریستی و البته میهمان افتخاری اروپا،  همچنین صراحتا از برنامه و کمک عناصر جاسوس و نفوذی خود برای ترور مسئولان جمهوری اسلامی گفت و اعلام کرد:

” ثانیاً-مجاهدین اطلاعات و دانش مبارزاتی خود را با انقلابیون و جوانان شورشگر عراقی و هر آن کس که برای ضمیمه کردن قاسم سلیمانی و ابراهیم رئیسی به لاجوردی و صیاد شیرازی اقدام کند به اشتراک گذاشته و می‌گذارند.

آن‌ها صراحتا به کینه خود از جریان مقاومت و نوری المالکی نخست وزیر سابق عراق که بساط حضور این تروریست‌های اجاره‌ای را از کشورش برچید اشاره و ترور نیروهای وابسته به مقاومت و جریان دینی را آرزوی خود اعلام کردند:

“ثالثاً-مجاهدین در زمانی هم که در اشرف و در عراق بودند به صراحت گفتند که از مالکی و قاسم سلیمانی تا بریده مزدورانی که دست در خون مجاهدین دارند و پشت سیاج اشرف مجاهدین را به بریدن زبانهایشان تهدید می‌کردند، همگی باید حساب پس بدهند و در برابر عدالت قرار بگیرند و مخصوصاً مالکی به ازای هر مجاهدی که کشته باید یکبار کیفر ببیند. مجاهدین در این موضوع جدی هستند و با احدی شوخی ندارند.

آری، این‌ها نشان همان ضرب المثل قدیمی است که می‌گوید ” سگ وقتی واق واق می‌کند که بترسد…” و ما به این‌ زوزه‌های قبل از مرگ آشنا هستیم. صداهایی شبیه آن‌چه در تنگه چهارزبر  و قبرستان منافقین  به گوش صیاد شیرازی رسید.

نمیپسندم