خلق نیوز: اشخاصى که در زمان طاغوت طرفدار طاغوت بودند، بلندگوى طاغوت بودند، پشتیبان طاغوت بودند، امروز طرفدار اسلامند به حسب ظاهر. مخالف با طاغوت مى گویند هستیم. مى گویند مخالف با رژیم سابق هستیم. اینها اشخاصى هستند که هر روزى نان را به نرخ آن روز مى خورند… امروز چون اینجا بیشتر مردم به آن توجه دارند، آنها براى یک کسب اعتبار به اینجا متوجه شده اند، ولى قلوبشان اینجا نیست. فردا چنانکه یک ورقى دیگر پیش بیاید، آنها پاى آن بیرق سینه مى زنند.

نان به نرخ روز خورهای سینه‌زن میان عَلَم اسلام یا عَلَم کفر:

«… امروز این معنا که هر کسى انقلابى خودش را مى داند، هر کسى ملى خودش را مى‏ داند و هر کسى دلسوز خودش را براى ملت مى‏ داند، امروز یک کسب رایجى شده است، جزء کسبهاست این الآن. کاسبها یک وقت در دکان مى نشینند و اجناس مى فروشند، یک وقت در جاهاى دیگر مى نشینند و آن حرفهایى را که خودشان مى دانند، براى استفاده تحویل مى دهند تا استفاده کنند. امروز وضع این طور شده است. اشخاصى که در زمان طاغوت طرفدار طاغوت بودند، بلندگوى طاغوت بودند، پشتیبان طاغوت بودند، امروز طرفدار اسلامند به حسب ظاهر. مخالف با طاغوت مى گویند هستیم. مى گویند مخالف با رژیم سابق هستیم. اینها اشخاصى هستند که هر روزى نان را به نرخ آن روز مى خورند… امروز چون اینجا بیشتر مردم به آن توجه دارند، آنها براى یک کسب اعتبار به اینجا متوجه   شده اند، ولى قلوبشان اینجا نیست. فردا چنانکه یک ورقى دیگر پیش بیاید، آنها پاى آن بیرق سینه مى زنند. اینها سینه زنند! بیرق اسلام بلند بشود پایش سینه مى زنند، لکن به اسلام کار ندارند. بیرق کفر هم باز بلند بشود پایش سینه مى زنند براى استفاده. امروز اگر امریکا غلبه پیدا کند، آنها سینه براى امریکا مى زنند. الآن که من اینجا ایستاده ام اشخاصى هستند که روابط با امریکا دارند. روابط دارند با کسانى که با امریکا روابط دارند. اینها سینه زنند. پاى هر عَلَمى سینه مى زنند. به نظرشان فرقى نیست ما بین عَلَم اسلام یا عَلَم کفر. آن کسبش را مى خواهد بکند. او مى خواهد اسم بلند کند. او مى خواهد مردم او را به روشنفکرى بشناسند. او مى خواهد مردم او را به آن چیزهایى که پیش ملت رایج است بشناسند.«

“مثلث تزویر و ریا”؛ مقدس نماها، روشنفکر مآبها و منافقان

«در زمان رسول اللَّه هم آن گرفتاریى که اسلام … از دست منافقین داشت، از دست کفار نداشت. کفار ایستاده بودند در مقابل هم و جنگ هم مى کردند و تو سر هم مى زدند و پیش مى بردند و یا عقب مى نشستند. لکن با منافقین چه بکنند؟ منافقى که آمده و مى گوید من براى اسلام هستم و اسلام آوردم؟ و مثل اسلام ابوسفیان و دارودسته او، با او چه بکنند؟ این که دارد مى گوید من مسلمانم، با مسلمان که نمى شود کارى کرد، این که ظاهرش آمده و اسلام و نماز هم مى خواند و جماعت هم مى خواند و پاى منبر رسول اللَّه هم مى نشیند و اشک هم مى ریزد، با این که نمى شود کارى کرد. امروز هم مسلمانها مبتلاى به دسته اى از منافقین  هستند که کار این مسلمانها با این منافقین مشکلتر است، تا کارشان با محمد رضا. محمد رضا ایستاده بود و مى زد و مى کشت. و تکلیف ملت با او معلوم بود. ملت مى رفت به جنگش. اما یک دسته اى که در ظاهر اظهار اسلام مى کنند، در ظاهر براى اسلام دعوت مى کنند، در ظاهر حرف اسلام مى زنند، قلمهایشان و قدمهایشان براى اسلام است، لکن زیر پرده با اسلام مخالف اند. مخالفت با اسلام مى کنند در زیر پرده. با اینها باید چه بکنیم؟ کار با اینها بسیار مشکل است. و حل مسئله منافقین [دشوار است ] پیغمبر اکرم هم نمى توانست حل بکند. حضرت امیر هم گرفتار اینها بود و حلش نمى شد بکنى. حلش مشکل است.

آن که ما امروز مبتلاى به آن هستیم و آن دسته منافقینى که اظهار اسلام مى کنند و کمر اسلام را مى خواهند بشکنند. کار مسلمانها با اینها مشکل است. حل مسئله اینها بسیار مشکل است. این غیر از آنى است که «نصیرى» است، که مطلبش معلوم است. و «هویدا» است که مطلبش معلوم است. «هویدا» معلوم بود دشمن اسلام و مسلمین است. و «نصیرى» هم معلوم بود که مردم را چه کرده و تکلیف مردم با او معلوم بود. و گرفتند آنها را و به جزاى خودشان رساندند. اما آن آدم مقدس مآبى که تسبیح هم دستش گرفته است و مى گوید به اسلام هم من خدمت مى کنم. این مقدس مآب را چه باید بکنیم …؟ این طایفه منافقین هم که نمى شود با آنها کارى کرد. اسلام از صدر، از اولى که اسلام پیدا شده تا حالا، مبتلاى به این جمعیت هست.«

افشاگرى همگان را بر ضد فریب کاران:

«اینها که به صورت منافقین پیش آمدند و در میدان مسلمین واقع شده اند و مى خواهند کارشکنى کنند براى اسلام و مسلمین، باید هر چه از آنها پیدا کردند، هر پرونده اى که از اینها پیدا کردند این را نشان بدهند تا معلوم بشود که اینها جزو منافقین اند. و با آنها مبارزه کنند، تا معلوم شود، خوب با یک کاسبى که خیلى هم آثار سجده در جبینش هست، یا یک نویسنده اى که از اول که وارد مى شود «بسم اللَّه الرحمن الرحیم» در کلامش مى نویسد و بعد هم از «جمهورى اسلامى» شروع مى کند [ستایش ] کردن و [تمجید] کردن، تعریف کردن. لکن از زیر لطمه بر اسلام وارد مى شود. با این نمى شود الآن کارى کرد. هر کارى بخواهید بکنید مى گویند او یک مسلمان است؛ یک آدم حسابى است. نمى شود، این تا افشاء نشود. تا مشتش باز نشود توى مردم. این مقدس مآبى که هر روز مى رود پشت سر فلان آقا نماز مى خواند و گاهى هم سهم امام مى دهد براى اغفال آن آقا، لکن در واقع مخالف با این رژیم است و مى خواهد بزند این رژیم را و از هم بشکند، مشکل است با او معارضه کردن. این را جز افشاگرى الآن جور دیگر راه نداریم. راه این است که مطالب اینها و خیانتهاى اینها را هر کس پیدا کرد این را بگوید که این طور شد.»

(صحیفه امام، ج ۱۱، ص: ۲۳۱-۲۳۷ )

نمیپسندم