خلق نیوز: جمعیت نهضت آزادی ایران که در اردیبهشت ۱۳۴۰ توسط برخی از اعضای ارشد نهضت مقاومت ملی سابق تاسیس شد، به دنبال درآمیختن ارزش‌های اسلامی با مبانی و فرهنگ غربی و شکل دادن به نوعی اصلاح طلبی شبه مذهبی بود. امّا فعّالیّت این گروه با دستگیری بنیانگذاران آن در سال های ۱۳۴۳ و ۱۳۴۲ و سرانجام محاکمه و زندانی شدن آنها متوقف شد. نهضت آزادی در سال ۱۳۵۶ تجدید حیات کرد و مهدی بازرگان راهی پاریس شد تا امام خمینی(ره) را متقاعد کند که دست از شعار سرنگونی رژیم سلطتنی در ایران بردارد و اجرای قانون اساسی مشروطه را هدف مبارزۀ خود قرار دهد، امّا با مخالفت امام(ره) مواجه شد و مجبور شد راه و مسیر خود را کنار بگذارد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۵۷، “مهدی بازرگان” به عنوان نخست‌وزیر دولت موقت منصوب شد اما مدتی بعد از نشستن در کرسی نخست وزیری دولت موقت با آرمان‌های انقلاب و امام خمینی(ره) فاصله گرفت و در نهایت نیز به کناره‌گیری بازرگان از ریاست دولت موقت رسید.

 نهضت آزادی پس از شکست دولت موقت، موفق شد در مجلس اوّل چند کرسی را به خود اختصاص دهد امّا پس از آغاز جنگ تحمیلی و حوادث مربوط به جنگ و حمایت آنها از دشمنان انقلاب در دفاع مقدس، عمر نهضت آزادی در مجلس نیز به پایان رسید.[۱] به هر روی، در ادامه به بررسی عملکرد نهضت آزادی در جنگ تحمیلی خواهیم پرداخت.

 

 مواضع دوگانه و متناقض نهضت آزادی نسبت به دفاع مقدس 

نهضت آزادی در ابتدای امر، از مدافعان انقلاب اسلامی بود و از عملکرد نیروهای نظامی حمایت می‌کرد به طوری که در بیانیه نهضت‌آزادی در رابطه با جنگ ایران و عراق در ۱۴ مهرماه۱۳۵۹ اعلام شد: «نبرد اجتناب‌ناپذیر و تحمیلی با رژیم سرسپرده عراق که بعد از سرنگونی شاه و قوام گرفتن جمهوری اسلامی در ایران سخت به وحشت افتاده است به مراحل امیدبخش پیروزی خود نزدیک می‌شود. دلاوری‌های جوانمردان نیروهای مسلح ایران در هوا و دریا و زمین و جانبازی های برادران پاسدار و ملت بپاخاسته انقلابی به ویژه مردم دلیر و آزاده شهرهای خوزستان و کرمانشاه برای حفظ انقلاب و حاکمیت و بقاء تمامیت ارضی کشور یاد جان‌باختگان صدر اسلام را در خاطره‌ها زنده می‌کند و در دل‌های فرد فرد ابناء وطن امید و افتخار می‌آفریند و علیرغم کم لطفی‌ها و سوءنظرها از طرف افراد ناآگاه و غیرمسئول نسبت به ارتشی‌ها و اعمال بعضی از پاکسازی‌های ناشی‌گرانه که باعث تضعیف و تخریب روحیه آنان گردیده بود امروز این فرزندان راستین اسلام و ایران به محض احساس خطر، جوانمردانه با استفاده از فنون و تخصص ارزنده نظامی خود همراه و همگام با پاسداران جان برکف اسلام و با حمایت بی‌دریغ مردم برای دفاع از ایران و اسلام و انقلاب بسیج شده و در میدان نبرد با شجاعت و دلیری فوق‌العاده خود که صاحب‌نظران نظامی دنیا را به حیرت واداشته‌اند از جان خود گذشته و با خون خود حماسه ایثار و شهادت در راه میهن اسلامی می‌نویسند و برای مسلمانان افتخار می‌آفرینند.»[۲]

این نهضت در بیانیه پانزدهم فروردین۱۳۶۰ خود، جنگ تحمیلی را ناشی از عداوت دشمنان غرب و شرق اعلام و تاکید کرد که «تجاوز نظامی آشکار رژیم بعثی عراق به ایران آغاز شد و این تجاوز نظامی بعد از مدت‌ها جنگ و گریز تبلیغاتی و تهاجمات و تجاوزات جسته و گریخته مستقیم و غیرمستقیم عراق علیه ایران صورت گرفت. شک نیست که باید علل و موجبات این جنگ بررسی شود و در این بررسی باید هم عوامل داخلی و درونی و هم عوامل خارجی را مورد توجه قرار داد. همانطور که امام در پیام خودشان به مناسبت سالگرد روز جمهوری گفته‌اند شاخه‌های فاسد و ریشه‌های جنایتکار شرق و غرب هر دو در تحمیل این تجاوز و جنایت بر ملت ما سهیم هستند و دخالت داشته‌اند، اما نباید فراموش کرد که عوامل داخلی وابسته به همین قدرت‌های جنایتکار شرق و غرب با کمک دوستان ناآگاه و نادان یا به قول امام امت برخی از دولتمردان که بینش سیاسی ندارند، زمینه‌های مساعد را فراهم ساختند. اینکه برخی مطرح می‌کنند که آیا جنگ عراق اجتناب‌ناپذیر بود یا خیر مسئله‌ای است قابل بحث و بررسی اما اینک زمان، زمان جنگ و مقابله با دشمن متجاوز خارجی است. زمان آن است که تمامی اقشار ملت یک پارچه و با وحدت تمام علیه دشمن متجاوز جنگ را ادامه دهند و ما به دنیا نشان دهیم که تا زمانی که یک سرباز اجنبی در خاک میهن اسلامی ما باقی است هرگز سلاح‌ها را به زمین نخواهیم گذاشت و کمترین سستی، کاهلی و یا تردیدی در ادامه جنگ به خود راه نخواهیم داد.»[۳]

نهضت‌آزادی در اواسط سال ۱۳۶۰ به نقش و عملکرد مثبت نیروهای سپاه پاسداران و ارتش تاکید می‌کند و موضع‌گیری سختی نسبت به ایادی استکبار و قدرت‌های جهانی نظیر آمریکا، روسیه، فرانسه و … اتخاذ کرده و در یکی از منشورات خویش ذکر می‌کند:

«دلاوران ارتش، سپاه و بسیج و نیروهای داوطلب یاد شهدای کربلا را زنده کرده و در جبهه غرب با فریاد یا مهدی(عج) ادرکنی ریشه‌کن شدن ظلم و صدام را نوید دادند…فداکاری و جانبازی رزمندگان رشید اسلام و ایثار فداکاران پشت جبهه به حدی است که سپاسگزاری خلق از آن کاری آسان نیست. بهترین سپاس کلام الهی است که “فضل الله المجاهدین باموالهم و انفسهم علی القائدین درجه (نساء ـ٩۵)” و خدای‌ تعالی از جانبازی‌ها و ایثار شما قدردانی نموده و مراتب فضیلت شما را به جهانیان اعلام فرموده است. با چنین ایمان و توکل و ایثار بی‌شک قادر خواهیم بود ارتش متجاوز صدام را از ایران بیرون رانده دست جنایت‌بار و پشتیبانان آمریکایی و روسی و فرانسوی را از دامن جمهوری اسلامی‌مان کوتاه سازیم.»[۴]

تائیدات و تشویق‌هایی از این دست، بسیار در مواضع، بیانیه‌ها و دیدگاه‌های نهضت آزادی دیده می‌شد اما پس از گذشت زمانی اندک، مواضع آنها تغییر پیدا کرد. نهضت آزادی در جزوه و کتابچه‌ای که با عنوان “تحلیلی پیرامون جنگ و صلح” در سال ۱۳۶۳ به چاپ رساند، سعی کرد که ادامه جنگ را ناشی از بی‌لیاقتی و عدم درک صحیح فرماندهان جنگ نشان دهد و چنین القاء کند که جمهوری اسلامی ایران، آراء و دیدگاه‌های مخالفان جنگ را نادیده گرفته و صدای مخالفان جنگ را قطع می‌کند. نهضتی‌ها همچنین کوشیدند تا القا کنند که مشارکت عمومی مردم در جبهه‌های حق علیه باطل بسیار سطحی و منفعالانه است.

علاوه بر این، نهضت آزادی، در جزوه‌ها و بیانیه‌های خود تلاش کرد تا تصمیم‌گیری‌های رهبر انقلاب را نادرست جلوه دهد. به عنوان نمونه در بخشی از این جزوه‌ها آمده است:«اگرچه از آغاز جنگ تاکنون مشارکت مردم یا گروه قابل توجه و ارزنده‌ای از مردم  بسیار قوی و مؤثر بوده اما این مشارکت بیشتر در جهت اجرا و ایثار به صورت انفعالی نه به صورت ابتکار و صاحب نظر و تصمیم بوده است. دریافت اطلاعات و اتخاذ تصمیمات در محافل محدود و به دور از مردم و مجلس صورت می‌گیرد، آنچه بر ملت عرضه می‌شود اطلاعیه‌های مختصری بعد از وقوع جریان‌ها و تبلیغات مفصل و تشویق و تحریک برای شهادت و مقاومت یا ایثار و تحمل و خدمت است. گفتارها، نوشتارها، نظرها و اوامر کلاً در جهت واحد بوده چیزی گفته و نوشته و خواسته می‌شود که در تأیید سیاست اتخاذ شده درباره جنگ و تشدید و توسعه آن است، آن هم طبق تدبیر و ترتیبی که در بالا تشخیص داده و تصمیم گرفته شده باشد. چنین نیست که صدائی از مردم ـ از مردمی که جان و مالشان را به جبهه‌ها می‌فرستند یا در پشت جبهه‌ها و در شهرهای بی‌دفاع خانه و حیاتشان را از دست می‌دهند ـ برنخیزد و کلامی از آنها نقل نشود ولی تنها صداها و کلام‌هائی در رادیو و روزنامه‌ها و در خطبه‌ها و تلویزیون انعکاس پیدا می‌کند و به آن اجتماعات و اظهاراتی اجازه ابراز می‌دهند که در جهت پذیرش و گسترش جنگ باشد، بدون آنکه کمترین مجال و میدان به کوچکترین نغمه یا ناله مخالف و معترض داده شود.»[۵]

این نهضت در سال ۱۳۶۴ با صدور نامه‌ای به اعضای شورای عالی دفاع، عملکرد این شورا را منفی دانست و به نوعی، دفاع جمهوری اسلامی ایران را بعد از فتح خرمشهر، به زیاده‌طلبی و کشورگشایی تشبیه کرد. در بخشی از نامه نهضت آزادی به شورای عالی دفاع آمده است: «پس از فتح خرمشهر که به نظر ما نقطه عطف تبدیل جنگ تدافعی به نبرد تعرضی برای تصرف بصره و ساقط ساختن صدام و حزب بعث و تأسیس جمهوری اسلامی در عراق و اولین گام در راه صدور انقلاب بود، ما و بسیاری از صاحب‌نظران را که در بیرون راندن دشمن و دفع فتنه از مرزها با ما و دولتمردان موافق بودند اعتقاد بر این بود که شرایط مساعدی برای فتح باب مذاکره و قبول صلحی عادلانه، شرافتمندانه و خداپسندانه میان دو ملت مسلمان ایران و عراق فراهم آمده است.

شرایطی که استفاده صحیح و منطقی از آن می‌توانست هم خواست‌های حقه ملت ایران را جامه عمل پوشاند و هم مقدمه استعفا و سقوط حزب بعث شود و هم به انقلاب اسلامی در جهان آبرو و اثری دیگر بخشد. اگرچه در آغاز برخی از تصمیم‌گیرندگان روی خوش به مذاکرات نشان داده و حتی موافقت فرمانده کل قوا را در این امر اعلام داشتند اما به زودی به این تصور و امید که می‌توانند شجره خبیثه‌ای را که سست شده به نیروی سپاهیان ایران و پشتیبانی مردم مسلمان عراق از بنیان براندازند، به جای توصیه قرآنی ایجاد امت “واسط و شاهد” و “مدینه”ای که نمونه و الگوئی برای الهام و جذب جهانیان و صدور اسلام به اقطار عالم باشد، با طرح شعار “راه قدس از کربلا” جبهه گسترده‌تری گشوده، آزاد ساختن قدس شریف و مقابله نظامی با کفر جهانی را در صدر برنامه و تبلیغات خود قرار دادند. به نظر ما بطلان این استدلال که “فرصت تجدید قوا و تجهیز مجدد را از ارتش روبه‌زوال بعث باید گرفت”، گرچه هنوز به قوت تمام بر آن تکیه می‌شود، عملاً ثابت شده است. تجربه پس از فتح خرمشهر نشان داد که باغبانان شرق و غرب و اذناب منطقه‌ای وابسته به آنان در بحبوحه جنگ و در سخت‌ترین مراحل آن این شجره خبیثه را سیراب نموده‌اند و این در شرایطی است که فرصت تجدید قوا و تجهیز را به تدریج از دست می‌دهیم یعنی روزبه‌روز نیازمندتر به اسلحه مستکبرینی می‌شویم که خیال براندازی آنها را در سر می‌پرورانیم.»[۶]

در ادامه این نامه، نوعی سیاه‌نمایی از اوضاع عمومی جامعه دیده می‌شود و به گونه‌ای اشاره می‌شود که شورای عالی دفاع در خرابی‌های مملکت، بحران های اقتصادی، فشار روانی بر جامعه و…نقش داشته است. نهضت آزادی در این نامه می‌نویسد: «شرایط عمومی کشور و مسئله جنگ به ما اجازه نمی‌دهد وخامت اوضاع را چنانکه احساس می‌کنیم، بازگو نمائیم. ولی شما از خود سؤال کنید که اگر این مبلغ هنگفت و این نیروی انسانی عظیم در خدمت آموزش و پرورش، سازندگی و خودکفائی و خودجوشی مملکت قرار می‌گرفت آیا وضعیت دینی، اخلاقی، سیاسی و اقتصادی ما به صورت کنونی بود؟ آیا فساد و رشوه و اعتیاد تا به این حد می‌رسید؟ آیا تورم و گرانی اینگونه گریبانگیر مردم می‌شد؟ آیا فرار مغزهای مورد نیاز مملکت تا این اندازه بود؟ آیا دلمردگی و دلسردی مردم نسبت به انقلاب و اسلام تا به این درجه می‌رسید؟ آیا از آرمان‌های سه‌گانه انقلاب، استقلالش با وابستگی گسترده اقتصادی موجود با چنین وضعیت مشکلی روبرو می‌شد؟ آزادی و حقوق ملت تا به این حد به دلیل یا بهانه شرایط زیانبار جنگ پایمال می‌گشت؟ جمهوری اسلامی‌اش تا به این درجه موجب دلسردی و حتی انزجار جمع کثیری از مردم که در اوان انقلاب فوج‌فوج به اسلام روی می‌آوردند، واقع می‌شد؟ و بسیارى “آیا”های دیگر که بدون تردید پاسخ آنها منفی است.»[۷]

نهضت آزادی در بحبوحه جنگ تحمیلی نیز مسئولان جمهوری اسلامی ایران را مستبد و فضای حاکم بر جامعه ایرانی را اختناق‌آور معرفی می‌کند و مدعی است که مسئولان نظامی ایران، زمینه‌ساز ادامه جنگ شده‌اند و این سیاست‌های ایرانیان است که باعث تداوم جنگ شده‌است و به همین منظور به نقد سیاست‌های نظامی و دفاعی ایران می‌پردازد؛ به گونه‌ای که نوعی عملیات روانی منفی در جامعه ایجاد کرده و احساسات مردم را جریحه‌دار می‌کند.

نهضت آزادی همچنین در بیانیه “پایان عادلانه جنگ بی‌پایان” که در تاریخ ۱ دی‌ماه ۱۳۶۴ صادر کرد، نوشت: «آیا هر ناظر بی‌طرف به این جمع‌بندی نمی‌رسد که جنگ میان عراق و ایران، که بنا به قول و قبول خود آقایان جنگی است تحمیلی، چون از هر جهت به سود ابرقدرت‌های غرب و شرق و اسرائیل جریان داشته است، همگی با میل و رغبت تمام آتش بیار معرکه و خواهان سرسخت ادامه آن شده‌اند؟ وقتی بی‌اعتنایی و مخالفت مقامات ما یا پیشنهادهای واقعی یا ساختگی صلح را می‌شنیدند یا شعارهای شیرینی نظیر “جنگ‌جنگ تا پیروزی” و “جنگ‌جنگ تا رفع فتنه در عالم” از ایران به گوششان می‌رسید آیا در خلوت و خاطر خود نمی‌گفتند “جانا سخن از زبان ما می‌گویی؟” ما البته تهمت نمی‌زنیم که متولیان ما مزدوران و مجریان سیاست بیگانگان هستند ولی اگر تعصب و تکبر وجود نداشت و انحصار و اختناق و استبداد بر جمهوری اسلامی ایران سایه نینداخته بود تاریخ قرون شانزده و هفده میلادی تکرار نمی‌گردید.»[۸]

چنانکه مشاهده می‌شود، نهضت آزادی بعد از مدت کوتاهی از ورود ایران به جنگ تحمیلی، ادبیات، آراء و بیانات خویش را عوض کرده و به انتقاد از فضای کلی جامعه ایرانی در دفاع مقدس پرداخت و با عملکرد منفی خویش، فضای جامعه را ملتهب و بسترهای ناامیدی، فشار روانی و بی اعتمادی به نظام و رهبری را فراهم آورد.

 

عملکرد نهضت آزادی در جنگ تحمیلی

نهضت آزادی در جنگ ایران و عراق نیز هرچند در ابتدا از ایران و ادامه جنگ هواداری می‌کرد اما بعد از فتح خرمشهر با استمرار جنگ مخالفت کرد و خواهان ایجاد صلح بین ایران و عراق شده و معتقد بود که سیاست صدور انقلاب جمهوری اسلامی ایران زمینه حمله عراق به ایران را فراهم آورده است.

پس از استعفای دولت موقت و برکناری جناح لیبرال از صحنه سیاسی کشور از سال ۱۳۶۰، نهضت آزادی رفته رفته از انقلاب، امام(ره) و نیروهای انقلاب دور شده و تبدیل به یک نیروی اپوزیسیون شد و به نوعی، در وحدت تاکتیکی و عملی به نیروهای ضد انقلاب و منافقین نزدیک شد و این نزدیکی تا آن جا ادامه یافت که اعلامیه‌ها و سخنرانی‌های رهبران نهضت در روزنامه‌ها، مجلات و رادیو و تلویزیون ضد انقلاب عراق و آمریکا پخش می‌شد.[۹]

نهضت آزادی در ۸ سال جنگ تحمیلی که غرب و شرق از صدام پشتیبانی می‌کردند، همواره به تخریب روحیه مردم، نفی دفاع مقدس، محکوم کردن ادامه جنگ، همراه اتهامات عدیده به مسئولان نظام اقدام کرد. در قطعنامه ششمین کنگره نهضت آزادی در اسفند ۶۲ آمده است؛ «نگران آینده جنگ و فرجام نامعلوم آن و گسترش خرابی آن و گسترش خرابی و خسارات مادی و معنوی که به صورت مسابقه‌ای برای دو ملت ایران و عراق درآمده می‌باشیم»

نهضت آزادی همچنین طی نامه‌ای در اردیبهشت ۶۷، امام(ره) را در ادامه جنگ هشت ساله مقصر اعلام می‌کنند: «آیا وقت آن نرسیده است که رهبر انقلاب، بازگشتی به خود، و به خدای خود کرده و تجدید نظری در تصمیم و تصورات گذشته بفرمایید»![۱۰]

الف) نهضت آزادی و تئوریزه‌سازی براندازی جمهوری اسلامی در زمان جنگ تحمیلی

مهدی بازرگان در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۶۰، طی مقاله‌ای در روزنامه میزان تحت عنوان “مبارزه قانونی و مبارزه مسلحانه”، مشروعیت سیاسی و اعتقادی اقدام مسلحانه علیه نظام جمهوری اسلامی را تئوریزه و تأیید کرده بود. طی همین سال ۱۳۶۰ که منافقین مبارزه مسلحانه خود علیه نظام جمهوری اسلامی ایران را با بمب گذاری‌های متعدد و ترور مسئولین نظام آغاز کردند، بازرگان بار‌ها به صورت مستقیم و غیر مستقیم، اقدامات تروریستی و براندازانه آنان را تأیید کرد. به عنوان نمونه، بازرگان در یک سخنرانی در مجلس اول شورای اسلامی، با دفاع از تروریست‌های منافق، آن‌ها را جوانان جانباز نامید و گفت: «این جوانان جانباز، در خانواده‌های آمریکایی زاییده و بزرگ نشده‌اند که بتوان مزدورشان خواند».

از سال ۱۳۶۳ که نمایندگان عضو و یا هوادار نهضت آزادی از مجلس اول هم بیرون رفتند، آخرین رشته‌های نازک پیوند رسمی آنان با نظام جمهوری اسلامی نیز کاملاً قطع شد. به مرور این جریان در قالب اپوزیسیون برانداز نظام جمهوری اسلامی قرار گرفت. “ابراهیم یزدی” در کنگره هفتم نهضت آزادی در مورخه ۱۸بهمن ۱۳۶۳، خط مشی براندازی نظام را چنین تبیین می‌کند: «نهضت آزادی ایران معتقد است که باید حاکمیت فعلی را از طریق قانونی و منطقی و پارلمانی سرنگون کرد. ادامه بحران فعلی مملکت، شرط لازم براندازی رژیم حاکم می‌باشد اما شرط کافی نیست … شرط کافی موقعی ایجاد می‌گردد که در ذهنیت مردم، عنصر جانشینی ملحوظ گردد. نهضت می‌باید به عنوان این عنصر جایگزین عمل نماید».

مهدی بازرگان در شهریور ۱۳۶۴، در نامه‌ای که خطاب به ایرانیان مقیم اروپا نوشته بود، از مبارزه آنان علیه حاکمیت ایران تجلیل کرد. وی همچنین آن‌ها را به اتحاد با یکدیگر و آمدن به ایران و فریاد علیه مسئولین در داخل فراخواند. “عبدالعلی بازرگان” پسر مهدی بازرگان، نیز در کنگره نهضت آزادی در تاریخ ۲۵ دی ۱۳۶۵ در شهر قم خواهان براندازی نظام شد و گفت: «ما یک موقع هست که انتقاد به این حکومت داریم …اما اکنون ما انتقاد نداریم ؛ بلکه نیازمند براندازی هستیم».

در همان سال ۱۳۶۵، جزوه آموزشی محرمانه نهضت آزادی به نام “تدوین استراتژی مبارزه” نوشته شد که در آن “مبارزه مسلحانه علیه نظام جمهوری اسلامی” تصریح شده و آمده بود: «آیا تنها با بسیج مردم، متولیان نظام حاکم بر وضع موجود، عقب نشینی کرده و به صرف این که مردم آن‌ها را نمی‌خواهند، کنار خواهند رفت؟ خیر، برای تغییر وضع موجود و تبدیل به وضع مطلوب یا مقبول، در یک مرحله از رشد و تکامل حرکت، دیگر حرکت شدید و با زور سلاح خواهد بود. در آخرین مرحله، لاجرم باید با قتال کار را تمام کرد. بدون جنگ و بدون خونریزی امکان پیروزی ممکن نیست.»

علاوه بر این، “ابراهیم یزدی” در بیست و ششمین سالگرد تشکیل نهضت آزادی در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۶۶، اظهار امیدواری می‌کند که نظام جمهوری اسلامی از بین برود. وی می‌گوید: «هنوز در حالت انقلاب هستیم و پیروزی انقلاب را چشم انتظاریم؛ چرا که تمام قرائن و شواهد نشان می‌دهد که باید امیدوار باشیم و بدانیم که این رژیم از بین می‌رود.»

 سران نهضت آزادی، در کنگره نهم نهضت آزادی در بهمن سال ۱۳۶۶، نظام جمهوری اسلامی ایران که تحت رهبری امام خمینی(ره) قرار داشته را طاغوتی و سرکوبگر و استبدادی می‌نامند: «با توجه به این امر که دشمن اصلی، نظام طاغوتی حاکم بر سرنوشت مردم ماست … مردم را سرکوب می‌کند و به بند می‌کشد … لذا هدف مبارزاتی خود را محو استبداد قرار می‌دهیم». نهضتی‌ها در اردیبهشت ۱۳۶۹، در نامه‌ای که بازرگان، ابراهیم یزدی، یدالله سحابی و اکثر دیگر اعضای نهضت آزادی آن را امضاء کرده‌اند، نظام جمهوری اسلامی ایران در زمان حیات امام خمینی (ره) یعنی از سال ۵۸ تا ۶۸ را “حکومت مطلقه انحصار و اختناق و انحراف” نامیده‌اند![۱۱]

 

ب) بازرگان و آگاهی از شروع جنگ تحمیلی

“مارک گازیوروسکی”، نویسنده آمریکایی، درباره رابطه اطلاعاتی دولت بازرگان و آمریکا در فاصله اردیبهشت ۵۸ تا تسخیر سفارت امریکا درآبان همان سال در مجله “میدل‌ایست جورنال” بیان می کند که بازرگان از سال ۵۷ از حمله عراق به ایران خبرداشته است. گازیوروسکی نوشته است: «پس از استعفا، بازرگان اطلاعات موجود در گزارش کیو را به جانشینان‌شان نداد، اطلاعات در مورد تدارک حمله عراق به ایران و این که چطور می‌توان به یاری آیبکس این تدارکات را رصد کرد. مقامات ایرانی غافل از تهدیدی که از سوی عراق متوجه‌شان بود، پاکسازی نیروهای مسلح را ادامه دادند. آن ها همچنین به رغم درگیری‌های مکرر با نیروهای عراقی طی ماه‌های پیش از حمله، تلاشی برای تقویت استحکامات دفاعی در مناطق مرزی نکردند. ایران یگان جنگی بزرگ، گردان توپخانه، گردان مسلح، یا یگان‌های هلیکوپتری یورشی در مناطق مرزی که عراق، شهریور از آن جا حمله کرد نداشت.»[۱۲]

 

ج) ایجاد یاس و ناامیدی نسبت به جنگ در جامعه

در اغلب بیانیه‌ها و مکتوبات نهضت آزادی در طول جنگ تحمیلی، به بی‌اعتمادی مردم نسبت به نظام جمهوری اسلامی و مسئولان دامن زده می‌شد. به طور مثال، در تیرماه ۶۴ نهضت آزادی بیانیه‌ای منتشر کرد با این مضمون که؛ «مسئله جنگ تحمیلی پنج سال است در رأس تمام مسائل و مصائب کشورمان قرار گرفته و سایه شوم خود را بر انقلاب و بر نظاممان افکنده است. بطوری که اهداف انقلاب یعنی خواسته‌های ملت و آینده مملکت به فراموشی افتاده یا فرع و فدای جنگ گردیده، یک سلسله سؤالات و ابهام‌ها و نگرانی‌های شدید و  همچنین اختلافات را نیز به وجود آورده است. در چنین امر حیاتی مملکت هر کس حق دارد سؤالات و نظریات خود را مطرح کند، مسائل را بفهمد و بداند، تا بر حسب آنچه حق و صلاح تشخیص می‌دهد، اتخاذ نظر و عمل نماید.

بیش از هر کس متولیان و متصدیان امور و گردانندگان جنگ، که در برابر خلق و خدا عظیم‌ترین مسئولیت تاریخ ایران را به دوش گرفته‌اند، نیاز و وظیفه دارند محدود و مغرور به اطلاعات و افکار خود نشده به تحقیق و تفهیم بپردازند و با بررسی و تأیید افکار عمومی اتخاذ تصمیم نمایند. متأسفانه در امر جنگ مراجعه به مردم و به صاحب‌نظران، حتی به نمایندگان مجلس شورای اسلامی، خیلی کمتر از امور دیگر و تنها از طریق تصمیمات و تبلیغات یک‌طرفه خودشان، به عمل می‌آید و مطالعات صحیح روی عوامل پیچیده و جوانب گوناگون هولناک چنین فاجعه بزرگ صورت نمی‌گیرد…»[۱۳]

بیانیه‌های مشابه مضامین فوق، به وفور در آراء و اندیشه رهبران نهضت آزادی دیده می‌شود که سبب بی اعتمادی مردم به مسئولان و فرماندهان جنگ می شود. در عین حال، تلاش در سیاه و منفی نشان دادن فضای جامعه در عملکرد این نهضت به خوبی نمایان است. به عنوان مثال، نهضت آزادی در یکی از پیام های خود وضعیت جامعه ایران را هلاکت آور، بحرانی، آشفته، به هم ریخته و… توصیف می کند؛ در متن این پیام آمده است:

«در طول دوران جنگ متولیان انقلاب و نظام، وعده‌های نزدیک و فوری برای پیروزی می‌دادند و پیشگویی‌هایی برای صدام در زمینه انتحار، شکست، جنون، سقوط یا سایر بلاهای ارضی و سماوی می‌کردند. اگر این وعده‌ها و پیشگوئی‌ها به موقع خود تحقق یافته بود و ملت ایران در آتیه‌ای نه چندان دور شاهد پیروزی خود و دفع غائله صدام گشته و حملات و پیروزی‌های چند ساله اخیر، بنا به تبلیغاتشان آخرین مرحله جنگ می‌بود، متولیان بهانه‌ای داشتند که طرح کردن پایان جنگ را ناشی از ترس یا توطئه و تبانی تلقی نمایند. اما وقتی که اوضاع اقتصادی و ضروریات حیاتی جمهوری اسلامی ایران روزبه‌روز بحرانی‌تر می‌شود و مملکت به آشفتگی و بهم ریختگی و کشتار یا دیکتاتوری و دخالت اجنبی نزدیک می‌گردد معلوم نیست چرا در چنین امر خسارت‌بار و هلاکت‌آور که علیه ایران و اسلام است باز پافشاری و لجاجت می‌نمایند؟! اقلاً نگران حال خودشان بشوند!»[۱۴]

نهضت آزادی، در تحلیل‌های ارائه شده خویش، سعی در بزرگ جلوه دادن قدرت‌های استکباری و ضعف جمهوری اسلامی داشته و مجموعه مکتوباتی که این نهضت در طول هشت سال دفاع مقدس منتشر کرده است، دائماً بر ضعف مدیران نظامی، بی تدبیری مسئولان، جنگ‌طلبی افراطی فرماندهای نظامی ایران، وضعیت اسفناک اقتصادی، کاهش رشد اقتصادی، فلاکت مردم در امور تولیدی، بحران مالی و اقتصاد ورشکسته و… مانور مطبوعاتی می‌داد و بدین شکل در جامعه فشار روانی ایجاد کرده و یاس و ناامیدی را به جامعه تزریق می‌کرد.

 

د) ضعیف کردن قدرت نظامی و دفاعی کشور

بازرگان خود ادعا می‌کند که حمله نظامی عراق به ایران امری بدیهی بود و همگان می‌توانستند چنین موضوعی را پیش‌بینی کنند ولی عملکرد وی نشان می‌دهد که هیچ توجهی به این موضوع نداشته به طوری که برخی تصمیمات نظامی‌اش، به تضعیف قدرت نظامی جمهوری اسلامی در آستانه تجاوز عراق به خاک ایران منجر شده است. به عنوان مثال تعلیق قرادادهای تسلیحاتی از سوی دولت موقت باعث شد خسارت‌های زیادی به ارتش جمهوری اسلامی برای مقابله با رژیم بعث عراق وارد شود.
 دولت موقت با تعلیق قرارداد خرید ۱۶۰ فروند هواپیمای اف۱۶، یازده فروند فانتوم۴-ای، هفت فروند هواپیمای آواکس، ۲۵ فروند بالگرد کبرا، ۱۰۰۰ فروند موشک ضد رادار، ۵۱۶ موشک هوا به هوای اسپارو، ۱۸۶ فروند موشک هوا به هوای ساید ویندر، ۱۰۰۰۰ فروند موشک سبک قابل حمل از آمریکا، چهار فروند کشتی جنگی بزرگ اژدرافکن و شش فروند زیردریایی از آلمان فدرال، سی فروند بالگرد از ایتالیا، ۱۷۵ فروند موشک ضدرادار و ۱۲۰۰ دستگاه تانک و دو فروند کشتی دفاعی ازانگلستان و… لطمه بزرگی به ارتش ایران زد.[۱۵]

تصمیمات دولت موقت در لغو قراردادهای نظامی و کاهش شدید بودجه‌ دفاعی کشور با اقدامات دیپلماتیک آنها هماهنگی نداشت. اگر چناچه دولت بازرگان از تصمیم عراق برای حمله به ایران آگاه بود، می‌بایست در قبال تبلیغات و تجاوزات مرزی عراق، موضع‌قوی‌تر و پیش‌گیرانه‌تری اتخاذ می‌کرد و از لغو پاره‌ای از قردادهای نظامی اجتناب می‌کرد. چرا که در این زمینه خبرهایی از سوی کانال‌های ارتباطی خارجی نیز در مورد آمادگی عراق برای آغاز جنگ علیه ایران، به اطلاع دولت بازرگان رسیده بود.

این منابع از تقویت نیروهای نظامی عراق در مرزها و آمادگی‌این کشور برای حمله‌ نظامی به ایران خبر می‌دادند. “جورج کیو”، رئیس ایستگاه سیا در تهران سه هفته قبل از تصرف سفارت امریکا و پس از بازگشت به تهران در ملاقات با وزیر خارجه‌‌ دولت موقت، یعنی ابراهیم یزدی، اطلاعاتی را از عراق مبنی بر نقل و انتقال نیرو و آمادگی آن کشور برای حمله به ایران به وی ‌می‌دهد. ابراهیم یزدی در این باره می‌گوید: «درباره‌ نقل و انتقال عراق از طریق صدا و سیمای اهواز یا هلی‌کوپتر به بهانه‌ فیلم‌برداری اقدام کردیم و دیدیم عراق آرایش نظامی گرفته است.»[۱۶]

چنانچه مشخص است سیاست‌های اتخاذ شده در دوران دولت موقت نتوانست به حل و فصل اختلاف‏ های ایران و عراق منجر شود و در نتیجه فرصت مناسب برای برخورد جدی با سیاست‌های خصمانه‌ عراق برای دولت بعدی نیز از بین رفت. در این زمینه “ابوالحسن بنی‌صدر” رئیس‌جمهور وقت ایران به از بین رفتن بازدارندگی و اجتناب ناپذیری جنگ در دوره‌ قبل از خود اشاره کرد و گفت «در این جنگ تحمیلی که البته قابل احتراز بود، طی ماه‌های گذشته ما می‌توانستیم سیستم صحیحی اتخاذ کنیم تا خیال این نوع جنگ‌ها به ذهن دشمنان خطور نکند، اما چنین نکردیم. »[۱۷]

حسن روحانی در ۱۵ آذر ۱۳۶۴ در سخنرانی پیش از نمازجمعه، تحمیل جنگ را با مشی سازشکارانه دولت موقت مرتبط دانست و گفت: «ممکن است بگوییم آمادگی همواره باید برای دفاع باشد؛ ولی باید بالاتر از این سخن گفت که یک ملت باید حتی آمادگی برای تهاجم داشته باشد. اگر ملتی صلح پایدار و استقامت می‌خواهد باید آمادگی جنگ داشته باشد. بسیاری از تئوریسین‌های دنیا می‌گویند برای استقرار صلح در یک جامعه تنها نیروهای دفاعی نیاز نیست بلکه آمادگی جنگی باید باشد.

تنها راه دفاع تعرض است آن‌وقتی دشمن می‌ترسد به ملتی هجوم آورد که بداند اگر هجوم کند مقابله‌به‌مثل می‌شود و هجوم متقابل را باید تحمل کند اگر ملتی قدرت تهاجم را نداشته باشد قدرت دفاع هم نخواهد داشت و اگر جامعه‌ای بخواهد مصون از حملات دشمنان باشد باید دارای یک بنیه نظامی قوی باشد و این مخصوص یک دوره مخصوص نیست. اگر نادانی دولت موقت نبود شاید جنگی این‌چنین بر ما تحمیل نمی‌شد، آن‌هایی که حتی تصمیم داشتند هواپیماهای اف-۱۴ ما را به آمریکا پس دهند و اگر شهید بهشتی‌ها و عزیزانی چون خامنه‌ای‌ها و هاشمی‌ها در شورای انقلاب نبودند، دولت موقت در تابستان ۵۸ آن‌ها را به آمریکا پس داده بودند. من نمی‌گویم خیانت یا عدم خیانت بلکه این‌یک نادانی و عدم تفکر صحیح برای یک ملت انقلابی بود.»


پی نوشت ها:

۱- علی کیائی نژاد، بررسی مواضع و عملکرد نهضت آزادی در قبال جمهوری اسلامی ایران، پایان نامه کارشناسی ارشد علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز،۱۳۹۳، صص۲-۱.

۲- بیانیه نهضت آزادی ایران در رابطه با جنگ ایران و عراق، ۱۴/۷/۱۳۵۹.

۳- بیانیه نهضت آزادی ایران در مورد جنگ تحمیلی عراق، ۱۵/۰۱/۱۳۶۰.

۴- بیانیه نهضت آزادی ایران به مناسبت پیروزی‌های اخیر در جبهه‌ی غرب، ۲۱/۰۹/۱۳۶۰.

۵- نهضت آزادی، تحلیلی پیرامون جنگ و صلح، بی جا،۱۳۶۳.

۶- نامه به اعضای شورایعالی دفاع پیرامون مسئله جنگ و صلح، ۱۸/۱/۱۳۶۴.

۷- نامه به اعضای شورایعالی دفاع پیرامون مسئله جنگ و صلح، ۱۸/۱/۱۳۶۴.

۸- بیانیه پایان عادلانه جنگ بی‌پایان، ۱/۱۰/۱۳۶۴.

۹-علی کیائی نژاد، بررسی مواضع و عملکرد نهضت آزادی در قبال جمهوری اسلامی ایران، پیشین، ص۲.

۱۰- اسدالله بادامچیان، بررسی تحلیلی نهضت آزادی، تهران، انتشارات اندیشه ناب، ۱۳۸۴، صص۸۷-۸۶ و نرگس عبدیائی و فاطمه باقی پور، نهضت آزادی، پژوهشکده باقرالعلوم،۱۳۹۵، ص۱.

۱۱- کامران غضنفری، خیانت نهضت آزادی از زبان رهبر انقلاب اسلامی، روزنامه کیهان، هشتم در ماه۱۳۹۳، ص۶.

۱۲- مارک گازیوروسکی، «مذاکرات پنهان: تحقیقی بر اساس اسناد لانه جاسوسی» و «بازرگان به امام نگفته بود»، دوماهنامه اندیشه پویا، شماره۵، دی و بهمن۱۳۹۱.

۱۳- «نهضت آزادی، توضیحاتی پیرامون مذاکره، آتش بس و صلح»، بی جا، نهضت آزادی، تیرماه۱۳۶۴.

۱۴- نهضت آزادی، بیانیه پایان عادلانه جنگ بی‌پایان، ۱/۱۰/۶۴.

۱۵- سیدحسین محمدی، ارتش در گذار از بحران‌های انقلاب (پیوند ماندگار)، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،۱۳۹۳، ص۵۴۵.

۱۶-  محمد درودیان، اجتناب‌ناپذیری جنگ، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه، ۱۳۸۱، ص۲۳۹، اقتباسی از محمدجواد اکبرپور، عملکرد وزارت امور خارجه‌ی‌ جمهوری اسلامی ایران در زمینه آغاز جنگ عراق علیه ایران، صص۲۶-۵.

۱۷- محمدجواد اکبرپور، «عملکرد وزارت امور خارجه‌ی‌ جمهوری اسلامی ایران در زمینه آغاز جنگ عراق علیه ایران»، فصلنامه نگین،  دوره یازدهم، شماره۴۲، پائیز۱۳۹۱، صص۲۲-۲۱.

نمیپسندم